www.baaba.eu

 

 

 

 

یاد آزاده مرد مبارز و انقلابی رفیق میرزا محمد کاویانی گرامی باد!

 

 

 

 

یادی از کاویانی

رفیق میرزا محمد کاویانی هم ما را ترک نمود!

 

با کمال تأثر و اندوه  اطلاع یافتیم که رفیق گرانمایه میرزا محمد کاویانی، بتاریخ  ۱۲ جنوری، درست دو هفته بعد از درگذشت رفیق حفیظ کاویانی، به اثر یک بیماری شدید و علاج ناپذیری که مدت های طولانی با آن دست به گریبان بود، متأسفانه برای همیشه از میان ما رفت.

روحش شاد  و یادش گرامی باد!

 

اگر چنگال های سرطانی، یعنی کارنامه های مدهش و خانه خرابکن دشمنان رنگارنگ داخلی و خارجی شناخته شده که از سه دهه بدینسو، گلوی توده های مردم ستمدیده کشور را فشرده  و ایشان را بستوه  آورده است، هیچگاهی نتوانست برای لحظه یی هم، پشت مقاوم آزاده  مرد انقلابی رفیق کاویانی را  لرزانیده  و او را از مبارزه  و مجاهدت باز دارد؛ سرانجام طبیعت بی مروت براین کار فایق آمده  و بروی چیره گردید.  بگفته یک رفیق فرهیخته انقلابی، این قانون کور طبیعت است که بهترین های ما ــ  آری ، گل های سرسبد ما را  چیده  و از ما میگیرد!

باری، تومور خبیثه سرطان، رفیق کاویانی را در یک نبردی طولانی، نابرابر  و جانکاه ، سرانجام ناتوان ساخته  و از پا درآورد.

رفیق میرزا محمد کاویانی یک روشنفکر مترقی و خوشنام؛ یک اندیشمند متعهد و انسان؛ و یک رزمنده  آزادیخواه  و انقلابی بود، که سراسر زندگانی پربار  و  افتخارآمیز خودش را ، در مبارزه  و پیکار،  در نیک نامی  و سرافرازی  سپری نموده،  و با همین خصال و سجایای  پسندیده انسانی هم، زندگی را بدرود گفت.

میرزا محمد کاویانی یکی از طلیعه داران انقلابی منسوب به جریان دموکراتیک نوین بود، که از همان آغاز، در کنار سایر رزمندگان بنام همین جریان، با حمیت و شجاعت ویژه خودش رزمیده  و تا به آخر هم بنام و آرمان های آن، که همان آرمان های  والای توده های زحمتکش و تحت ستم جامعه باشند،  وفادار ماند؛  او در جهت رشد، اشاعه و گسترش افکار و ایده های دموکراتیک و انقلابی و پاگیری یک جنبش فراگیر توده ای انقلابی، فعالانه  مبارزه  نموده  و در این راه ، از هیچ  سعی و تلاش پیگیر مبارزاتی  دریغ نورزید.

ناگفته پیداست که معرفی هویت مشخص سازمانی، تعیین موقعیت های تشکیلاتی،  و به همینسان تبیین دیدگاه ها و مواضع ایدئولوژیک رفیق کاویانی در جنبش انقلابی کشور،  کاریست که از حوزه مسئولیت و صلاحیت نبشته حاضر، خارج میباشد.  تدقیق بر این مسایل، گذشته از همه، مستلزم وقت و زمان بیشتری خواهد بود.  در اینجا کافیست به همین نکته اشاره  و برآن تأکید نماییم که، رفیق کاویانی در طی قریب به نیم قرن مشغله سیاسی مبارزاتی خودش، همه جا و در هر موقعیتی، در کنار توده های زحمتکش و تحت ستم مردم خود قرار گرفته و از همین سنگر، همواره  و بی هیچ تزلزلی از منافع  و آرمان های محروم ترین اقشار و لایه های  اجتماعی جامعه، در قبال تمامی دشمنان رنگارنگ شان،  بدفاع  برخاسته  و از آن نمایندگی نموده است.

زندگینامه سیاسی کاویانی هم، در واقع ترازنامه رزم افتخارآمیز هر روشنفکر انقلابی و آزادیخواه  میهن است که، نه ترغیب و تطمیع، نه تهدید و تخویف، و نه هم تازیانه  و دار  دشمنان رنگارنگ آزادی و انقلاب، هیچکدام هرگز قادر بوده است که ایشان را از مسیر برگزیده  انقلابی شان منحرف سازد.

نه از کشتن  نه از بستن  ندارم هیچ  پروایی       

از آن روزی در این راه پا نهادم ترک سر کرد            

 

آری،  زندگینامه افتخارآمیز همه آنانیکه همواره  فقر، محرومیت، مسکنت، غربت، زندان، شکنجه  و نهایتا  اعدام را، بر مال، جاه  و مقام توأم با حقارت، خفت، اسارت  و عبودیت ترجیح داده ، هیچگاه  و تحت هیچ شرایطی حاضر نگردیده اند که بر دشنه خون آلود  ارتجاع  و امپریالیسم  بوسه زنند؛  و بر آستان کثیف  و ناپاک شان،  سر تعظیم  و تسلیم فرود  آورند!

در دوره اختناق "نجیب خاد" است که کاویانی هم ناگزیر میگردد،  بگونه  آنعده  از همرزمان انقلابی خودش که از تیررس هلاکتبار آدمکشان خلقی و پرچمی توانستند جان بسلامت ببرند، برای ادامه حیات و تداوم زندگی مبارزاتی خودش، تن به غربت دهد.  او پس از یک دوره  اقامت در پاکستان، به همراهی افرادی از خانواده  خودش، عازم کشور هالند شده  و سرانجام،  در همانجا هم با زندگی وداع گفت.

کاویانی هیچگاهی نتوانست خودش را  با اوضاع  و شرایط محیط  غربت وفق دهد.  دنبال نمودن اخبار و گزارشات وطن اشغال شده  و اسیر، با تحولات و رخداد های خونین همیشگی آن؛ مشاهده  حالت زار توده های مردم ستمدیده  و موقعیت تراژیک حاکم بر جامعه ... همه و همه آن مشغله روزمره  و همیشگی ای بود که ذهن و روان وی را بسان هر انسان با درد، با احساس و آزادیخواه کشور بخود  معطوف داشته و می آزارید.  دلبستگی کاویانی به پیگیری از سیر عملی پیشرفت مبارزه  انقلابی و مطالعه نشرات جنبش، در حکم یگانه داروی کامبخشی بود که می توانست تا حدودی، ذهن کنجکاوش را تغذیه، و خاطر ملول  و نا آرام وی را تسکین نماید.

  در این میان علاقمندی  وی به "قطب نما" ، ارگان نشراتی "جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان"  و مواضع عملی اش در قبال وضعیت فعلی کشور و رویداد های آن، بسیار عمیق و دلگرم کننده بود،  به نحوی که درد شدید و جانکاه  و التزام به  آرمیدن در بستر چه بسا در آخرین روز های زندگی هم، نمیتوانست هیچگاهی ذهنش متجسس وی را از  یاد نشریه محبوب خودش، طوری اغفال نماید که از تأخیرش هم گلایه نکند.  کاویانی نه فقط به جمع دوستداران همواره  چشم براه  "قطب نما" ، تعلق داشت، که از زمره مشوقین آن نیز بوده ، و آنرا  حمایت مالی و معنوی می نمود.

   با این وجود، اندیشه  بازگشت به میهن و حسرت دیدار کابل ویران شده  و اسیر، آن  درد جانکاه  و درمان ناپذیری بود  که  روح و روان  وی را بگونه همان تومور سرطانی، همواره  شکنجه نموده  و توان جسمانی وی را  بتدریج  به تحلیل می برد.  بی ارتباط  نبود که  او حتی در واپسین لحظات زندگانی خودش، آنگاهی که در حالت نیمه اغما قرار گرفته و ساختن یک جمله و عبارتی هم به آسانی برایش مقدور نبود، نام کابل دوست داشتنی خودش را بر زبان آورد!

برای آگاهی از آخرین روز ها و لحظات زندگانی سراپا درد، حرمان و آرزوی رفیق فقید، بهتر است به سراغ  همرزم وفا شعار ما       شاعر آزاده  و انقلابی " سوما کاویانی" ،  دختر میرزا محمد کاویانی رفته  و  نگاشته های وی را مرور نماییم.

فقدان کاویانی را با تمام وجود مان  احساس نموده  و آنرا ضایعه یی میدانیم جبران ناپذیر برای قاطبه توده های  مردم زحمتکش و ستمدیده  و بویژه  برای جنبش انقلابی کشور.

  رفیق کاویانی رفت، اما یاد و خاطره  وی  در نزد ما، همواره  باقی و ماندگار خواهد بود.

روحش شاد و یادش گرامی باد!

هیئت تحریر"قطب نما"

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu