www.baaba.eu

 

نگاهی به  ً کارزار اتمی ً در ایران

از آغاز تا امروز

 

توضیح مترجم :

 

 ً سیاست اتمی ً رژیم جمهوری اسلامی ، چندین سالی است که بخش عظیمی از افکار عمومی ایرانیان در داخل و خارج از کشور را بخود مشغول نموده است . در این میان رژیم تا حدودی ً موفق ً گردیده است که نه فقط در بین هواداران پروپاقرص حزب الهی اش و نه فقط در بین اپوزیسیون سازشکار ومماشات گر ؛ که تمام وقت منتظر خوش خدمتی است و از ً جنبه های مثبت ً رژیم پشتیبانی میکند ، بلکه حتی در صفوف برخی از نیروهای غیروابسته و ً مترقی ً نیز توانسته است  به این توهم دامن بزند که گویا رژیم با پافشاری بر روی ً مواضع اتمی اش ً در جهت ً پیشرفت صنایع و تکنولوژی هسته ائی ً گام برداشته و از ً منافع ملی ً دفاع میکند .... !؟

واقعیت سرسخت و شاید برای همه قابل لمس اینست که ، پس از بیش از یک ربع قرن حاکمیت سرمایه داران اسلامی ، اقتصاد و سیاست در ایران بیش از هر زمان دیگر در تاریخ معاصر،  در زنجیره بازار امپریالیستی گره خورده است و بدون واردات – بخوان دلالی و جیب به جیب و دست به دست کردن مکرر در مکررپول و کالا ! – هیچ بخشی از اقتصاد بیمار ایران ، قادر به ادامه منطقی هیچگونه کاری سازنده و بنیادی نیست .

بخش کلیدی اقتصاد ایران  یعنی نفت و گاز ، بیش از هر زمان دیگر به حراج گذاشته شده ، حیف و میل میگردند و به نابودی کشانده میشوند . اکثریت عظیم سرمایه انسانی جامعه ایران یعنی نیروی کار ، زنان و نسل جوان جامعه برای کسب حداقل حقوق انسانی ؛ آب ونان و سقف و امنیت و حثیت و آزادی ،  با هزاران هزار اعدامی و هزاران زخمی و فراری و محبوس در زندان ها و شکنجه گاههای قرون وسطائی ،  در سیه روزی بسر میبرند ....!

حال پرسیدنی است : رژیمی که کارنامه ائی چنین ننگین و تبهکارانه دارد ، چگونه میتواند یا میخواهد در یکی از حساس ترین بخش های علم و صنعت – فن آوری هسته ائی ! – در خدمت پیشرفت جامعه و دفاع از منافع مردم فعال باشد ؟

  نوشته زیر میتواند کوششی باشد برای پاسخ به این پرسش !

 به نظر نگارنده این سطور در رابطه با ً بحث اتم و بحران واقعی و ساختگی پیرامون آن  ً که تنورش از طرف رژیم جمهوری اسلامی و بلوک بندیهای مختلف امپریالیستی داغ نگهداشته میشود ، توجه به نکات زیر ضروریست :

 -         رژیم جمهوری اسلامی بمعنی  واقعی کلام ، به پایان دوران باشکوه ً ولایت مطلقه فقیه ً رسیده است ودستان جنایت کار رهبران و دولتیان و کارگزارانش حتی برای بخش بزرگی از عقب افتاده ترین هوادارانش نیز باز شده است و دیگر نمی تواند با اشکال گذشته و گسترده سرکوب و اعدام و ترور...  به  حاکمیت خود تداوم دهد .

-         سرنگونی رژیم ، سرنگونی مناسبات تاکنونی سرمایه داری را بدنبال خواهد داشت  و این از چشم نیروهای درگیر و دارای منافع در ایران پنهان نیست .

-          ً سیاست اتمی ً رژیم بعنوان بخشی از سیاست  ً حفظ قدرت با چنگ و دندان ً ،  بعنوان آخرین برگ بازی برای تائید و تعیین جایگاه خود بکار گرفته شده است و از این طریق به دوره گردی در داخل و خارج مشغول است تا شاید باز برای مدتی کسب اعتبار کند !

-         بلوک بندیهای مختلف امپریالیستی که هر کدام یا به تنهائی و یا در گروهبندیهای مشخص ، بدنبال منافع کلان خود در ایران و در منطقه هستند ، از آینده ناروشن رژیم بیش از خود رژیم نگرانند .

-          برای آمریکا ، اتحادیه اروپا ( کشورهای ممتاز آن آلمان و فرانسه !) و دیگر قدرتهای ریز و درشت باآگاهی و توجه به بحران داخلی فروپاشی نظام ،  ً جدل اتمی ً بهانه خوبیست که بدرد مداخله گریهای امروز و فردایشان میخورد !

-          برنامه 20 ساله پروژه وتاسیسات 20 پروژه نیروگاههای اتمی در ایران ، با تنظیم قراردادهای ساختمان آن ، در باغ سبزی است که جوامع امپریالیستی را به وسوسه شرکت در آن میکشاند  و به توافق کشاندن آنان با تمام یا بخشی از این پروژه ، بقای جمهوری اسلامی توسط سرمایه گداران و سودبران تامین و تائید میگردد .

-         تا زمانیکه رژیم جمهوری اسلامی بمثابه یکی از رژیم های سرمایه داری بر سر کار است ً ماجرای هسته ائی ً  و سایر بحرانهای واقعی و ساختگی ، بر علیه منافع اکثریت مطلق مردم ایران ادامه خواهد داشت .

-         تنها با آگاهی و دخالتگری  متشکل اکثریت کارگران و زحمتکشان و با سرنگونی رژیم بدست آنان است که  اولین گام اساسی در جهت حل بحران برداشته خواهد شد !

 

**********************

 

نوشته زیر از مقاله ای منتشره در روزنامه آلمانی زبان ً نوی زوریخه تسایتونگ NZZ ، آدرس اینترنتی روزنامه :

www.nzz.ch  مندرج 9.7.2007 ، گرفته شده است .

شکی نیست که این روزنامه نیز همانند سایر رسانه های بورژوائی دیگر اساسا در خدمت منافع سرمایه داران مینویسد و عمل میکند . اما گزینش این مقاله و بازگردان بخشهای اصلی و مهم آن به فارسی ، که بر آمار ارقامی و اطلاعات تائید شده بین المللی تکیه دارد ، میتواند به رفع ابهامات و نا روشنی های حاکم بر این مبحث یاری رساند .

                                                                                                            - علی بهرخی -

 

 

 

ایران ، نیروی هسته ائی و منابع طبیعی ....  !

 

در مورد جنبه های نظامی سیاست هسته ائی ایران تاکنون بحث های گوناگونی صورت گرفته است . اما از توضیحات تکراری دولتهای ایران در طول  پنجاه سال گذشته که استفاده از نیروی هسته ائی را ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تامین درازمدت نیاز سوختی ایران عنوان نموده اند، چه برداشتی باید کرد ؟

علاقمندی ایران به نیروی هسته ائی ، اولین بار در طول سالهای 60 قرن گذشته جلب توجه نمود . اما از سالهای 70 ببعد یعنی زمانیکه رژیم شاه ،  ساختمان 22 نیروگاه اتمی را بطور رسمی در دستور کار قرار داد ، این برنامه وارد مرحله کاری خود گردید .

از همان زمان نیز توضیحات حق بجانب و آرامش بخش آغاز گردید . با این هدف که این برنامه های عظیم هسته ائی را از نکته نظر ات اقتصادی توضیح دهد و توجیه نماید :

ً تامین مستمر نیازمندیهای نیروی سوخت ً  ،  ً حفظ استقلال بخش سوخت کشورً ، ً ترکیب و تفکیک عاقلانه بخشهای مختلف اقتصاد نیروی سوخت  ً و .... از جمله توضیحاتی بودند که سیاست حاکم بر ایران سعی می نمود با آنها افکار جهانیان را از ماهیت صلح آمیز برنامه های هسته ائی ایران متقاعد سازد . این شرایطی است که گذشت زمان تا امروز تغییری در آن بوجود نیآورده است . حاکمان ایران برنامه های هسته ائی خود را اساسا و منحصرا با نیازمندیها و ضرورتهای اقتصادی توجیه میکنند . البته شک و تردید نسبت به ادعای مبنی بر صلح آمیز بودن برنامه های هسته ائی ایران بطور چشمگیری افزایش یافته است .

 

*******************

 

 

ذخیره های ناچیز اورانیوم !

 

از آغاز بحث در مورد این موضوع ،  شناخت از منابع زیرزمینی تاکنون شناخته شده  ی این کشور باید مورد توجه قرار گیرد !

 با فرض بر اینکه بهره برداری از منابع نفتی ایران بطور ثابت ، همانطوریکه تاکنون بوده ، همچنان ادامه پیدا کند ، تولیدات نفت ایران برای 90 سال آینده کفاف خواهد نمود . منابع گاز تاکنون شناخته شده برای 220 سال آینده کافی خواهند بود . منابع سنگ آهن مخصوص که از آن اورانیوم بهره برداری میشود ، در عوض نسبتا ناچیز و ناکافی اند .

بر اساس تصمیمات کنونی حاکمان ایران ، علاوه بر نیروگاه بوشهر ، که قرار است بزودی راه اندازی شود ، این کشور قصد دارد شش نیروگاه مشابه بوشهر را در طول  15 سال آینده بسازد . اما این برنامه اتمی که بدلیل فرصت زمانی کوتاه بخودی خود بسیار بلندپروازانه مینماید ، هنوز در بر گیرنده کل امیال اتمی سران ایران نمی باشد ، چونکه پارلمان ایران ( مجلس شورای اسلامی ) در مارس 2005  ساختمان 13 نیروگاه دیگر با توان هرکدام 1000 مگاوات مشابه بوشهر را نیز تصویب نموده است .

هر نیروگاه از این نوع سالانه به 22 تن  اورانیوم 4.4 ( چهار ممیز چهار ) درصد غنی شده نیاز دارد . از آنجائیکه مقدار اورانیوم در سنگ آهن 553 گرم در هر تن میباشد ، بنابراین برای مصرف سوخت سالانه هر نیروگاه  ، بکارگیری 450 هزار تن سنگ آهن اورانیومی نیاز خواهد بود .

حال اگر ما این حجم مصرف را با منابع اورانیوم موجود در ایران که از طرف آژانس انرژی اتمی ( IAEA ) تخمین زده شده و انتشار یافته است  و از طرف دیگربا تعداد نیروگاههای مورد نظر رژیم حاکم بر ایران ، که قرار است ساخته شود  به نسبت قرار دهیم  ، به تصویر آموزنده زیر دست خواهیم یافت :

با حرکت از برنامه در نظر گرفته شده از جانب دولت ایران ، قراربراین است با آهنگ بکاراندازی هر دو سال یک نیروگاه ، کلیه هفت 7 نیروگاه در نظر گرفته شده ، در سال 2020  وارد مرحله بهره برداری و تولید گردند .

اگر این برنامه جامع عمل بپوشد در چنین صورتی منابع اورانیوم شناخته شده موجود ، در سال 2012  یعنی زمانیکه فقط  سه  نیروگاه بکار انداخته شده اند ، بپایان خواهند رسید .

و اما با تکیه بر محاسیاتی که آژانس انرژی اتمی ( IAEA ) از منابع اورانیوم ایران تخمین میزنند ، در سال 2023 یعنی فقط چند سال پس از بکار اندازی هفتمین نیروگاه ، آخرین منابع تخمین زده شده ، بپایان خواهند رسید .

 

***************

 

 

بزودی وابستگی به اورانیوم وارداتی !

 

بر اساس این محاسبات میتوان نتیجه گیری نمود که ایران بدلیل در اختیار داشتن منابع طبیعی ناچیز اورانیوم ، در میان مدت ، وابسته به وارد ات این ماده از خارج خواهد گردید تا بتواند بکار اندازی نیروگاههایش را تامین سوخت نموده و سرپا نگهدارد . بنابراین انرژی هسته ائی نقش موثری ً در عدم وابستگی نیرو و نیاز سوخت ملی ً با تکیه بر منابع خودی ایفاء نخواهد نمود .

با وجود این آیا دلائل دیگر اقتصادی وجود ندارتد که بکارگیری انرژی هسته ائی را عاقلانه جلوه دهند ، حتی اگر قرار باشد ایران کلیه اورانیوم مورد نیاز خود را از خارج وارد کند ؟

آیا ایران نباید مصرف کنونی نفت و گاز را برای تامین نیازهای سوختی کاهش دهد و انرژی هسته ائی را که از اورانیوم وارداتی تامین میگردد ، جایگزین آن سازد ؟

آیا از این طریق منابع ملی نفت و گاز مملکت را برای مدت طولانی تر ، حفظ نخواهند نمود ؟

در رابطه با جایگزین نمودن نفت از طریق انرژی هسته ائی برای تولید نیرو و رفع نیاز سوخت بازار داخلی ، امکانات ایران بسیار محدود است . هم اکنون این کشور 18  درصد از تولید نفت خود را برای تولید انرژی بکار میگیرد .

اگر قرار باشد جایگزینی کامل ( نیروی اتم بجای نفت ) انجام گیرد ، بکارگیری توان تولیدی دو یا سه  نیروگاه اتمی از نوع بوشهر ضروری خواهد بود .

همین اعداد بخودی خود نشان میدهند که جایگزینی نفت از طریق نیروی هسته ائی مرکز ثقل دلمشغولی ها و نگرانی های سران رژیم ایران در مورد تامین دراز مدت نیاز انرژی مصرفی داخلی را تشکیل نمی دهد .

 از این گذشته باید توجه داشت ، راه کاهش کل تولیدات نفتی  و جایگزین نمودن آن با انرژی هسته ائی ، برای ایران راهی رفتنی و پیمودنی نیست .

این کشور 80 درصد درآمد صادراتی خود و همینطور 45 درصد  کل بودجه سالانه اش را از طریق فروش نفت تامین مینماید . کاهش این منبع در آمد ، فراسوی هر امکان قرار داشته و شدنی نیست . مخصوصا ابعاد این وابستگی به دلارهای نفتی ، زمانی بیشتر بچشم میخورد ، که توجه داشته باشیم : ایران مجبور است بدلیل عدم کارآئی و کمبود امکانات پالایشی ، 40 درصد از بنزین مورد نیاز خود را از خارج وارد کند و آنهم با گرایش رو به افزایش مصرف داخلی  . فقط مخارج این بخش از واردات در سال 2005  بالغ بر چهار و نیم میلیارد دلار بوده است !

 

*****************

 

 

اولویت های بحث انگیز :

 

ناگفته روشن است که اگر ایران میتوانست تصمیم بگیرد و بطور گسترده در بازسازی و نوسازی موسسات تصفیه و پالایش نفت سرمایه گداری نماید ، از وخامت این وضعیت سردر گم کاسته میشد . اما تهران فعلا قادربه پرداخت مبالغ مالی مورد نیاز و ضروری برای ترمیم و توسعه ظرفیت پالایشی ایران نمیباشد .

رقابت ، اولویت پروژه های دیگر از قبیل صنایع هسته ائی و یا تسلیحات نظامی ، آنچنان قوی و سرسخت اند که جائی برای بکارگیری سرمایه های پولی برای ترمیم و توسعه صنایع پالایش نفتی باقی نمی گذارد .

اما در مقایسه با مشکلات و موانع جایگزین نمودن نیروی هسته ائی بجای نفت ، جابجائی گاز از طریق نیروی هسته ائی برای ایران بمراتب آسانتر است .

اینکشور در مقیاس جهانی در صف کشورهای صاحب گاز ، مقام دوم را دارا میباشد . اینطور که بر میآید انگار همین وفور و فراوانی باعث گردیده که در ایران نسبت به این ماده کلیدی  برخوردی  بغایت منفی و حیف و میل گرایانه صورت بگیرد . این کشور 75 درصد   از تولید گاز خود را برای سوخت و دیگر احتیاجات داخلی مصرف مینماید ، 15  درصد آن صادر میگردد و 10 درصد آن در حین تولید نفت ، بدون هیچگونه بهره برداری ، سوزانده و در هوا دود می نماید .

ایران برای اینکه  بتواند گازی را که در حین تولید نفت بدست میآید بکار گیرد و مصرف نماید ، آشکارا از حداقل ساختار و ابزارهای لازم محروم است . همانند مسئله نفت ، در بخش گاز نیز نوسازی و سرمایه گذاری گسترده بطور مبرم ، لازم و ضروریست .

اگر ایران موفق گردد مقدارگازی را که بدون کوچکترین استفاده فقط سوزانده میشود به مدار تولید و مصرف ، در آن سطح و حدی که در منطقه متداول است ،  بازگرداند ، حجم این مقدار مطابقت با توان تولید انرژی دو نیروگاه اتمی از نوع بوشهر،آنهم با مخارجی صدها برابرکمتر از آن  خواهد داشت .

اگر ایران قادر باشد حیف و میل و ریخت و پاش گاز را تا سطح معمول در عربستان سعودی کاهش دهد ، در اینصورت میتواند از بکار گیری چهار نیروگاه اتمی چشم بپوشد .

با توجه به مصرف بسیار بالای گاز برای تامین سوخت داخلی ، جایگزین نمودن آن از طریق نیروی اتمی گزینه ائی عاقلانه و کار ساز خواهد بود به شرطی که بتوان نیروی هسته ائی در مقدار مورد نیاز و نسبتا مناسب و ارزان در اختیار داشت .

 

*****************

 

 

ابعاد اقتصادی و نظامی ( بمب اتمی )  !

 

آیا در آینده تولید انرژی اتمی ایران از منظر و منطق اقتصادی عاقلانه و به نفع ایران خواهد بود ؟

مورد فوق پرسش کلیدی این مبحث را تشکیل میدهد !

.... تهران( رژیم حاکم )  در طول 20 سال گذشته با سرمایه گداریهای کلان دست به ساختمان تعدادی از تاسیسات زده است که قرار است در آنها اورانیوم غنی شده ، از نظر حجم و و مقدار محدود ، اما با قیمتی بسیار گزاف برای مصرف داخلی تولید گردد ؛ اقداماتی که با ساده ترین موازین اقتصاد سالم و خود کفاء خوانائی ندارند !

ساختن این تاسیسات به هیچ وجه در تناسب با نیازهای 7 نیروگاه برنامه ریزی شده  از نوع بوشهر ، قرار ندارند . بهره برداری از سنگ آهن اورانیومی موجود در معادن ایران کفایت نمیکند که حتی مواد سوختی مورد نیاز یک نیروگاه  را تامین نماید .

 "موسسه اتمی اصفهان" ، میزان حجم تولیدش طوریست که میتواند حداکثر نیاز سوختی یک نیروگاه را برآورده نماید .

موسسه ظاهرا عظیم ً نطنز ً نیز اگر در آن کلیه 54000 سانتریفوژهای نوع (1 p-) (پ 1) کار گذاری شوند ، فقط قادر خواهد بود نیاز یک نیروگاه را برآورده کند .

اگر ایران بتواند در ً نطنز ً سانتریفوژ های ( p-2 ) (پ دو ) را تعبیه نماید ، که در شرایط کنونی بعید به نظر میآید ، چونکه این فن آوری را در اختیار ندارد ، این اقدام نیز تا آنجا کارآئی خواهد داشت که نیاز دو نیروگاه در بهترین حالت برآورده گردد.

آنچه که مسلم است ، با این ً ابزارهای اولیه ً  غنی سازی ، تامین نیاز سوختی با اورانیوم غنی شده بگونه مداوم ، با برنامه و از نظر اقتصادی عاقلانه مقدور نخواهد بود .

سانتریفوژهای ساخت روسیه در مقایسه با سانتریفوژهای ( p-2 ) دو برابر قویترهستند ، سانتریفوژهای تولیدی کنسرسیوم اتمی اروپا ( Urenco ) هشت برابر ازسانتریفوژهای ( p-2 ) قوی ترند و اخیرا سانتریفوژهای بزرگ ، با دارا بودن سیلندی با طول 12 متر و 1000 دور در یک ثانیه ، در ایالات متحده به بازار آمده اند که 60 برابر سانتریفوژهای ( p-2 ) کارآئی و توانائی دارند  .

حال اگر ایران بخواهد فعالیتهای اتمی خودرا با هدف تامین نیاز 20 نیروگاه پیگیری نماید ، در چنین صورتی اینکشور مجبور خواهد بود که حجم موسسات تاکنون در دست ساختمان خود را بین 10 تا 20 برابر افزایش دهد ، اما چنین طرح و برنامه ائی حتی در سطح مقدماتی و اولیه اش نیز مشاهده نمی گردد .

از توضیحات و بیانیه های رسمی تاکنونی ایران اینطور بر میآید که این کشور ساخت نیروگاههایش را بخاطر رفع نیاز صلح آمیز انرژی اتمی اش پیش میبرد ، اما این توضیحات رسمی از طرفی و فعالیتهای عملی ایران در آغاز مدار تولید هسته ائی از طرف دیگر، بهیچگونه در هم نمی گنجند .

بنیان و اساس این فعالیتها بگونه ائی طراحی شده اند که ایران بتواند در یک محدوده زمانی 20 ساله ، بدون کمک خارجی و بدون در نظرگرفتن جنبه های خسارت بار اقتصادی ، این مدار را تا مرحله غنی سازی به پیش برده و در نهایت کلیه مواد مورد احتیاج برای ساختن بمب اورانیومی را در اختیار داشته باشد .

بظاهر تنها مورد استثناء در این طرح برای یک محدوده زمانی معین ، نیروگاه بوشهر میباشد . گر چه این نیروگاه در چهارچوب ادعائی تامین دراز مدت نیازهای صلح آمیز – انرژی اتمی جا میگیرد ، اما نکته ظریف اینکه بکارگیری نیروگاه با اورانیوم غنی شده ضعیف ، حداقل برای چندین سال اولیه بدون کمک روسها امکان پذیر نیست .

روند و روال مذاکرات بین روسیه و ایران از تمایل و گرایش طرف ایرانی دید روشنی بدست میدهد که چرا و چگونه بوشهر نیز بخشی از طرح بالاست و استفاده – صلح آمیز-  از انرژی اتمی آشکارا در درجه دوم اهمیت قرار دارد .

در طول این مذاکرات طولانی از آغاز تا پایان ، تنها نکته مورد اختلاف ، خواسته روسها مبنی بر بازپس گرداندن مواد سوخته اتمی به روسیه بود .

طرف ایرانی، حدود 12 سال سرسختانه میکوشد از زیر بار این خواسته روسیه ، شانه خالی کند. این استراتژی مذاکراتی حساب شده ، با توضیحات عریض و طویل طرف ایرانی ، منوط بر بهره برداری صلح آمیز از نیروی هسته ائی ، خوانائی ندارد و قابل فهم نیست !

در چهارچوب برنامه بهره برداری صلح آمیز از نیروی هسته ائی هیچگونه میدان و زمینه استفاده از مواد سوخته و بکار گرفته شده اتمی „verbrauchte Brennelemente“  وجود ندارد .

اما در عین حال در این مواد – سوخته اتمی – زمینه بهره برداری متفاوت و گسترده نظامی موجود است چونکه در حین بکارگیری و بهره برداری مجدد از مواد سوخته اتمی مقدار قابل توجهی پلوتونیوم ( plutonium ) بر جای میماند . بیجهت نبود که مشاور دولت روسیه ،  الکسی یابلوکف ( Alexei Jablokow ) در این مذاکرات سعی نمود این موضوع را روشن کند که :  پلوتونیوم  ماده بسیار خطرناک است !

 چرا باید چنین ماده ائی را مجددا وارد خط تولید کنیم ....؟

 

 

********************

 

در پایان طراحان و نویسندگان نوشته فوق نهایتا به نتایجی میرسند که نقل به معنی اینطور است :

 " .... از آنجائیکه سیاست تهدید و تحریم سازمان ملل و همینطور سعی و تلاش کشور های اروپائی برای به سرعقل آوردن سران رژیم اسلامی ره بجائی نمی برد و از آنجائیکه آشکارا در ایران جنبه های سود و ضرر و مخارج اقتصادی کوچکترین نقشی بازی نمیکند ، باید اینطور برداشت نمود که شکست مذاکرات و رفت و آمدهای دیپلوماتیک از قبل روشن و قابل پیش بینی است. بنابراین  فقط دو گزینش و انتخاب در برخورد به ایران بیشتر بجای نمانده است :

 مداخله نظامی آمریکا و یا اسرائیل  یا پذیرفتن  یک ایران اتمی ... "

 در اینجا نیز بخوبی بچشم میخورد : در ارزیابی ها و نتیجه گیریهای صاحب نظران و روشنفکران جهان سرمایه داری ،  آنچه که نیازی به برخورد و مورد توجه قرار دادن ندارد ، نقش مردم در تحولات یک کشور است !

در طول یک قرن گذشته ، مردم تحت ستم و استثمارایران همیشه در بزنگاههای تاریخی ، مهر خود را بر روند تحولات کوبیده اند و اساسا آگاهانه یا ناآگاهانه در آن نقش داشته اند .این واقعییت تاریخی بیش از هر زمان دیگر در مبارزات کارگران ، زنان ، جوانان و روشنفکران ایران در طول 28 ساله گدشته بر علیه حاکمیت اسلامی تائید مجدد خود را میگیرد .

 امروزه اگر جمهوری اسلامی و دیگر همپالگی هایش ، بار دیگر شمشیر خود را از رو بسته اند ، نیروئی جزء نیروی مقاومت و آگاهی گورکنان خود را در مقابل نمی شناسند . حضور همین نیرو در صحنه واقعی نبرد طبقات است که زد و بند های سرمایه داران را ناپایدار ساخته است  و بر سر توافق با بقای جمهوری اسلامی به رویاروئی و رقابت افتاده اند.

بدون شک تا زمانیکه رژیم اسلامی کماکان بر مواضع فاشیستی مذهبی خود پا بفشارد و بر سر کارباقی بماند ، ً خطر اتمی شدن ایران ً  بهانه ایست در دست سهامداران بزرگ جهان که بطور جدی میتوانند  موجودیت ایران و ساکنانش را بخاطر منافع جنایتکارانه شان به مخاطره دهشتناکی بکشانند و بدیعی است اتمی شدن ایران ، بدون آگاهی و دخالت همگانی ، در دوران حاکمیت این رژیم نه در خدمت ً پیشرفت تکنولوژی و یا منافع ملی ً  بوده ، بلکه بخاطر ادامه حیات این رژیم ضد مردمی مورد سوء استفاده قرار میگیرد  و مردم تنها نقش گوشت دم توپ  را در این رقابت ها خواهند یافت.

ً مداخلات نظامی آمریکا و یا اسرائیل ً اگر در ایران،  شرایطی بمراتب بدتر از افغانستان ، عراق , لبنان ،... بوجود نیآورد ، بهیچوجه از آن بهتر نخواهد بود. چنین ً مداخله ائی !؟  ً  باعث تقویت نیروهای جهنمی و مزدور وابسته به امپریالیسم گردیده و ایران را فرسنگها از اهداف آزادی و دموکراسی دور خواهد نمود .

سرنگونی رژیم منفور اسلامی بدست توده های استبداد و استثمار زده ایران ، اولین گام جدی برای پایان دادن به بحران اتمی  بوده و تنها از این راه ، گام بسوی استقلال و قطع نفود ارتجاع و سرمایه و امپریالیسم  و بنای همگانی آزادی و برابری و عدالت اجتماعی  و.... ،  میتوان برداشت .