www.baaba.eu

 

 

 

یاد بود انقلابی

 

                                                                  نوشته ای از ( ساوو )                

                               

 

عقاب سرکش و مغرور

پرید تا افق دور پر زد و افتاد

هزار سال اگر پست زندگی میکرد

نداشت ارزش یکدم که باشرف جان داد

 

عقابان بلند پرواز قلل شامخ هندوکش، چنان تا افق های دور  پرواز کرده  و با بال و پر انقلابی خود صحنه کارزار  را بر سوشل امپریالیسم روس و سگان زنجیری جنایتبارش محصور و تنگ ساختند،  که خشم ضد انقلابی این دشمن بشریت، بال  و پر انقلابی آنها را سوخت  تا از خاکستر شان سمندر های دیگری  بدر آید  و در آتش پیکار دشمن سوز پیکر غول پاگلین  را بسوزد.

شیفتگان و پروانگان شمع انقلاب، آنچنان در پرتو نور جهانتاب علم،  سنگر انقلاب  ملی ــ دموکراتیک مردم افغانستان را گرم ساختند، که حرارتش نه تنها تاب و توان سوشل امپریالیزم روس را از هم می پاشد، بلکه امپریالیزم جهانی و ارتجاع گیتی را  نیز به هراس می انداخت و انداخت.

این عاشقان آرمان های والای مردم  و سربازان راه انسان واقعی، چنان به انقلاب واقعی که علم بر تحقق آن شهادت میدهد،  وابسته و واله بودند، که تعبیر سوفسطایی سرمایه داری  و پیرایه های  گونه گون فئودالی ــ خرده  بورژوازی  از این اصل را  به  سخریه  می گرفتند،  و لذا  آنهایی  را که  از انقلاب  چشم پوشیده  و با مفاهیم  "آزادی"  ، "استقلال" ، "چنگ ملی" ، "جهاد ملی" ، "تمامیت ارضی"  وغیره  وغیره  از  روی غرض خصوصی و یا  نافهمی بازی  میکردند، بیرحمانه  به شلاق انتقاد  می بستند.

این بشر دوستان واقعی از مفاهیم، مفهوم واقعی ای را ارائه  می دارند  که بازتاب واقعیت ها  و افاده  گویای واقعی بود. و لذا برای اپورتونیست ها  و چپ نما ها  مجال نمی داد  که با مفاهیم برخورد غیر مسئولانه، غیر علمی  و کودکانه کنند،  و یا هوس های زودگذر  یا آرزو های کامگاری خود را ، جای واقعیت گذاشته  و آنرا واقعیت بپندارند.

این سرسپردگان راه مردم،  در همه حال شعور روشن اجتماعی را بازتاب هستی اجتماعی دانسته و نقش فعال این شعور را  در تحول انقلاب اجتماعی موکدا  خاطر نشان ساخته  و همه دار و ندار  خود را در راه  تنویر اذهان مردم بمنظور بسیج  و تدارک ارتش انقلاب مصرف کرده  و با تهور خاص، نقاب های عاریتی انقلابی های کاذب و فرصت طلبان  حرفوی را  از هم می دریدند.

بیک کلام، این انسانهای واقعی که  در راه  آرمان انقلاب جان دادند  و پیش دشمنان رنگارنگ مردم افغانستان طور خاص، و دشمنان عالم بشریت طور عام سر نه  نهادند، با مجد و بزرگواری ویژه  شان،  خود از مرگ بدرقه کردند  و به زندگی ذلتبار  و ننگین برای ابد پشت پا زدند.  ما یاد چنین رادمردان و مبارزان واقعی انقلابی وطن پرست را  گرامی می داریم  و خاطره شان را با خود داریم.

تجلیل ما از این قماش سربازان که خود از قماشی خاص ساخته شده  اند، براین  سبیل نیست که عنعنه پرستی کنیم  و تنی چند را بر تارک تاریخ انقلاب  با نوک خامه چنان برجسته و برافراشته سازیم که جنبه غلو و اغراق آن جوهر انسانیت را لطمه رساند  و محتوای محض افسانوی را در صفحه تاریخ بجا گذارد.

ما از این همرزمان، همسنگران و هم زنجیران مردم، بدین لحاظ قدرانی و تمجید می کنیم که دل های شان واقعا برای سعادت و رفاه مردم می تپید، و شعور آنها از مردم به مفهوم عمیق و انقلابی، بازتاب علمی و افاده  دیالکتیکی بدست می داد.

از مرگ نه گریزی امکان دارد و نه  گزیری.  اما مرگ  جانبازان  راه  مردم  کیفیت دیگری دارد  که ذکر خیر آن، زندگی جاویدی را  در پی دارد.  جانبازان و فدائیان راه  آرمان های والای انقلاب نمی میرند، و شعله جاوید آتش خموش ناشدنی آرزوهای انقلابی آنها،  کوره راه مبارزه انقلابی نسل های بعدی را پرتو افگن است.  اینها به پیشواز مرگ رفتند  تا به دیگران درس تهور انقلابی دهند  و در ذهن و شعور تنگ نظران، عظمت طلبان، سودجویان  و ابن الوقتان، نطفه های خبیث اپورتونیزم، ماجراجویی، دگماتیزم، رویزیونیزم، سکتاریسم، لوکالیزم، لیبرالیزم، فورمالیزم، رفورمیزم، دنباله روی وغیره را بکوبند.

اگر ما از چنین مردان فداکار که خود جای خویش را در سینه تاریخ مبارزات انقلابی جهانی با خون قرمز خود می نویسند و با خط سرخ، سرحد مردی  و نامردی  را از هم جدا می کنند،  با سنت گرایی انقلابی یادبودی می کنیم، وظیفه  و تعهد انقلابی  و همرزمی  و پایمردی خود را  در راه تحقق ایده آل والای آنها بیاد می آوریم  و بر سنگینی رسالت خود  در قبال انقلاب اجتماعی کشور، با مسئولیت  توجه می کنیم.

درست یکسال قبل عده ای  از رفقای متهور، شهیم، انقلابی، دانشور  و مارکسیست ــ لنینست  واقعی را از صف همرزمان جدا ساختند و بفرمان ضد انقلاب جهانی و حکم محکمه فاشیستی سوشل امپریالیستی  به جوقه اعدام سپردند؛  عده کثیر دیگر را به جرم انقلابی شان،  به حبس های طویل المدت محکوم ساخته  و یکبار دیگر شمه ای  از جنایات بی نظیر سگان زنجیری سوشل امپریالیزم روس را از طریق امواج  کابل رادیو بگوش مردم افغانستان رساندند.

استبداد سوشل امپریالیسم با همه لاف  و پتاق خود، از اصدار حکم مرگ این شیردلان  و بهمن صفتان بهراس افتیده که جرئت نکرد، نام و هویت اصلی ــ اجتماعی آنها را بطور مشخص افشا کند، چه می ترسید که از حقیقت جوهر باطنی آنها، بوی انقلاب اجتماعی بمشام می آمد، و انقلابی های واقعی را در اکناف  و اطراف عالم بشور می آورد.  با اینهم کارنامه علمی ــ انقلابی آنها در پرده اتهامات ناروا  و جعلکاری های معمول سوشل امپریالیزم روس پنهان نماند  و در روشنی روز قرار گرفت، و باز  این حقیقت مبرهن به ثبوت رسید، که آفتاب حقیقت را نمی توان با دو انگشت آنهم انگشتان ضد انقلابی پنهان ساخت.

رفقای همرزم واقعی مردم افغانستان،  اگر این جوانان آگاه، خبیر، متهور  و انقلابی را به صف  خویش جا دادند  و از گروه خویش خواندند، ما حق نداریم  بر آنها ایراد بگیریم.  ما به نیکی میدانیم که این رفقای شهید، دیگر به یک خانواده، ده، شهر  و کشور منحصری  تعلق ندارند  و با کارنامه های انقلابی خود،  به انقلاب جهانی  و مردم سراسر گیتی ارتباط میگیرند.  اینها  با کار بزرگ، اثر فراموش ناشدنی بزرگی از خود  بجا گذاشتند که امواج رادیو های  کشور های گوناگون جهان، آنرا پخش و  شایع ساخت.  در خلال همین نشرات مطبوع  و امواج رادیو های  متعدد است، که حقایق آفتابی،  و چهره  های اصلی این شهدای  راه انقلاب  کم یا بیش نمایان میگردد.

ارتجاع بی  بدیل کشور که اکنون بنام "انقلاب" ،  اختناق، ترور  و فجایع  بی حد و حصری را  در عمل پیاده میکند،  تلاش مذبوحانه کرد  تا با ذکر  نام مختصر  چند فردی،  چنین وانمود  سازد  که،  گویا "مجرم"  یا "جانی"  چندی را گرفتار کرده  و به جزای  اعمال شان رساند!

اما عقلش نمی رسید که این جوانمردان که ما تا حال قصدا آنها را قهرمانان معرکه  نبرد انقلابی نخواندیم،  چه از  قهرمان بازی و قهرمان پروری ای که  پایه مادی نداشته باشد  و واقعا  و علما حماسه نیافریند، سخت  احتراز می  کنیم، از خود گذشته تابناک انقلابی ای دارند  و حال شان میتواند با تسلسل دیالکتیکی، چراغ شناسایی آینده ابدی آنها  در سینه تاریخ گردد.

اگر گروه های در کمین فرصت نشسته ، بنابر بر خصلت  منفعت جویی همیشگی خود، در خفا یا ملا  این رفقای مشخصی را  بخود منسوب ساخته باشند،  و با اعمال  خود نتوانند  از عقاید راسخ آنها نمایندگی کنند، کار خود را در ساحت مبارزات  انقلابی مشکل ساخته،  و نیات  و چهره اصلی خود را بمردم نشان میدهند.

ما نمی خواهیم با کار بزرگ و دوران ساز این رفقا،  سر افتخار خود را به آسمان بساییم  و بیجا  ببالیم،  که آنها همرزمان  و همسنگران صمیمی ما بودند. ما فقط اینقدر میگوییم که، این جوانان شهید  به سازمان انقلابی وطن پرستان واقعی تعلق داشتند،  و بحق که  از برجسته ترین چهره های  این سازمان بوده  و در تأسیس  سازمان،  کار  و  پیکار  خستگی ناپذیر کردند.  اینها قبل از آنکه به این سازمان  جان  و رمق دهند، هر کدام پیراهن هایی را در کوی و برزن  مبارزات دموکراتیک  و سوسیالیزم علمی کهنه کرده،  و اقلا  از دوره پرتلاطم  و  پر جوش و خروش  شعله جاوید  و یا سازمان جوانان مترقی، به آرمان های انقلاب پابند و به اصول علمی انقلاب آشنا بودند.

اینها  که  با بهمنی  همچون شیری  مردم را به راه  انقلاب هدایت  می کردند زرناب  مردم را جستجو کرده  و با لطف  خاص خود از نجابت  اصلی مردمی برخوردار بودند.  ما از این ها که همه  استاد و یا انجنیر بودند  و هنوز هم  دکتور ها  و انجنیر ها  و انقلابی های  وارسته  دانشمند را  از جمع خود به دخمه های زندان بیادگار گذاشته اند، و در راه  تحقق عقاید علمی خود، یک لحظه تزلزل و تذبذب  نشان نداده ،  و در واقع  سر خود را فدای  عقیده خود ساختند، به  بهترین وجه انسانی  و عالی ترین مکارم انقلابی  تمجید و ستایش میکنیم.

ما ازین پایمردی  و ثبات عقیده وی آنها می آموزیم،  و بازهم  خاطره رادمردی آنها را  گرامی می داریم.

اگر ما در طول این یکسال  علنا از این شهدای راه آرمان  انسانیت  طور شایسته یادی نکردیم،  موانع ومشکلاتی در پیش روی صف تشکیلات ما وجود  داشت که مجال نمی داد، نیروی شکست ناپذیر تشکیلات را  در راه  تحقق آرمان های  انسانی این رفقا  توجیه،  و عملا  در تجدید خاطرات آنها سهیم گردیم.

اینک که آن فرصت نیک فرا رسیده  و زمان بما مجال میدهد از رفقای پیشتاز و قهرمان خود به شکل انقلابی یاد کنیم، به همرزمان  و همسنگران  و هم زنجیران م ــ ل  واقعی خود آژیر  میدهیم که با خبرت  و بصارت انقلابی ، به استراتژی عمیق  و وسیع  سوشل امپریالیزم، امپریالیزم جهانی  و ارتجاع جهان، با کسب تئوری علمی انقلابی  برخورد مسولانه  کنند،  و از یاد بود رفقای همرزم خود، در صدد کسب شهرت و یا افتخار میان تهی نباشند.

ما از همه  م ــ ل  واقعی  و کسانیکه در سنگر نبرد علم با جهل، علم مشعشع علم را برافراشته نگهداشته، و از سیل افتراآت  و اتهامات، چرندیات، هذیانات  و لاطائلات  دشمنان جاهل  یا متظاهر به علم نمی هراسند، تمنی میکنیم که با درک رسالت علمی ــ انقلابی خود، خلای سیاسی موجود کشور را  با خوشگذرانی ها، سودجویی های زودگذر گروهی  و مصلحت گرایی ها  و سفسطه جویی ها، بیشتر از این  مغشوش و مکدر نسازند و نگذارند،  جنگ موجود بدون نقشه سیاست علمی و بدون هدف مشخص،  توان  و نیروی مردم کشور را فرسایش دهد.

ما که اصلا از الفبای  علم مترقی رشته ای بکف داریم  و خود را در محل رهبران  و پیشتازان  انقلاب جا میدهیم،  اقلا در عمل این خبرت را  از خود نشان دهیم  که انقلاب ملی جدا از انقلاب اختماعی نمی تواند  تحقق یابد، و نمی تواند آرمان های ملی و آزادی طلبانه مردم را به پیروزی رساند.

ما باید از خلال تجارب دردناک همین چند سال جنگ مقاومت مسلحانه مردم افغانستان هم آموخته باشیم، که این نابسامانی ها  و تشتت اوضاع جنگ، از بی نقشه گی و عدم موجودیت پلان علمی و عدم انسجام نظم انقلابی،  به سامان نمی رسد  و بن بست موجود، راه فرار را  نشان نمی دهد.

اگر با حواس پرت، چشم و گوش های بسته  و با بی خبری کامل، با پدیده های اجتماعی سیاسی  برخورد می کنیم،  و  با یک نوع لاقیدی  و بی علاقگی سیاسی، در پی سود شخصی خود، معامله سیاسی را براه  می اندازیم، این دیگر کمال رسوایی  و دنائت  است.

انقلابی های متعهد  و استوار، هیچگاه آرمان انقلاب را  با منافع زودگذر  و آنی گروهی  یا خصوصی افراد  سودا نمی کنند،  و پیوسته زیان شخصی  و گروهی را  در قبال این آرمان والا، با جبین گشاده  و دل فراخ  بدرقه می نمایند.

جنگی که دشمن محیل  و زورمند بمثابه  یک ابرقدرت جهانی، بر مردم بی دفاع  و عقب نگهداشته شده از کاروان تمدن واقعی تحمیل کرده، خود با نقشه اقلا علمی در عمل پیاده میگردد که  در آن  چال و نیرنگ "فارورد پالیسی" انگریز هم تمثیل  میشود.

مردم شیردل، متهور، قهرمان  و حماسه آفرین ما با همان شیوه دیرینه اسلاف خود، با این دشمن مزور  و محیل، بی باکانه می رزمند و با سلاح های خیلی ها عتیقه، بازهم عرصه کارزار  را بر دشمن تنگ ساخته اند.

اما باید بدانیم که مردم ما از تاکتیک های  جنگ معاصر بی خبر اند، و حتی نمی دانند که  در مقابل سلاحهای مهیب سمی، بیولوژیک، کمیاوی  و الکترونیک دشمن، با چه وسایلی  از خود دفاع کنند  و بکدام طریقی  در کدام مواضعی  عقب نشینی تاکتیکی نمایند.

مردمی که گریز را ننگ  و بی غیرتی میدانند، اگر دانسته شوند که در قاموس جنگ علمی، گریز هم جایگاه  مناسبی دارد،  و حفظ نیروی خودی بمنظور ضربه  نهایی زدن بدشمن، یک امر معقول  و ضروریست، همه در آتش غیرت جاهلانه،  بیجا  بکام مرگ نمی روند  و تحقق آرمان انقلاب برای یک فرصت دیگر عم به تعویق نمی افتد.

همانطور که رفقای شهید ما با خون سرخ خود، نقشه یک مبارزه علمی ــ انقلابی را تزیین نموده  و این امانت بزرگ را بما  سپردند، ما بنوبه خود  به سایر گروه  های انقلابی  خاطر نشان می سازیم که،  روی عهد نامه  انقلابی خود تا پای جان  استوار ایستاده ایم  و از آن یک بسوه  یا خطوه  تخطی  نمی کنیم.

ما با تجدید خاطرات جاویدان رفقای همرزم  خود،  خوب می دانیم که این خلای سیاسی جنگ مسلحانه چطور پر میشود،  و ما  در این رمینه با نشرات نسبتا گسترده  تمنیات خاص  و نیک انقلابی خود را  بار بار بجریان انقلابی ــ  تکاملی  جامعه خود پیش کرده و بار دیگر خاطر نشان می سازیم که،  بدون حزب انقلابی که هسته آنرا وحدت م ــ ل  واقعی کشور  می سازد،  این جنگ بی نقشه، مردم کشور  ما را  راه بسوی پیروزی نمی گشاید  و از جانب همرزمان،  خاطره شهدای راه انقلاب  در عمل  تجدید نمیگردد.

ما برای اینکه بار دیگر امانت سنگینی را  بدرستی  و نیکی  به جا برسانیم، پیشنهاد میکنیم که بدون فتنه انگیزی، تخریب  و یا جرحه زدن بمقام و حیثیت  واقعی گروه های دیگر انقلابی با خط مشی روشن، برنامه معین  و خطوط درشت حرکی،  دست اتحاد  و  همرنگی رفقای  همرزم واقعا انقلابی را ،  در یک صف واحد تشکیلاتی پذیرا  شویم،  تا بیش از این، دشمن از موجودیت خلای سیاسی محسوس  و ملموس، سو استفاده نکند  و روح شهدای انقلاب  نا آرام  و ناشاد نگردد.

  شاد باد  روح  جوانان خردمند  و دلیر!

  زنده باد نام شان  در ... از من و ما! 

 

                                                  سازمان انقلابی وطن پرستان واقعی

 ( ساوو )