www.baaba.eu

 

 

 

به اعضاي "جبهه متحد ضد امپرياليسم و ارتجاع ـ افغانستان"

رفقا و دوستان؛

چنانچه بخاطر داريم ، در آخرين نشست « جبهه… » كه دو هفته قبل برگزار گرديد، ضمن بررسي كارها و امور دروني  « جبهه…» و تحليل از اوضاع و رويداد هاي افغانستان، هم چنان و بطور مشخص مسئله طيف هاي شناخته شده روشنفكري نيز مورد غور و مداقه قرار گرفت كه افراد شان در همسويي و همكاري با ارتجاع بر سر اقتدار در كابل و حاميان امپرياليستي اشغالگر آن، اينك تا سطح بالاترين ارگان هاي قدرت دولتي مثل كابينه و مشاور شخص كرزي، ارتقا نموده اند. اين مسئله البته براي « جبهه… » هيچگاهي غير مترقبه نبوده است، برعكس « جبهه… » همچو موقعيتي را ، چنانچه تحليل هاي « قطب نما » بدان گواهي ميدهند، از همان آغاز پيش بيني نموده بود.

در  نشست دو هفته قبل همچنان مسئله ديدار عده ديگري از همين طيف هاي شناخته شده روشنفكران با سفير امريكا دركابل كه خبر آن را راديوي بي. بي. سي هم پخش نموده بود، مورد بحث قرار گرفت.

 در پاسخ به اين سوال كه آيا ديدار و ملاقات با سفير امريكا در كابل و همكاري با دولت دست نشانده كرزي را ، يك عمل خائنانه فردي بايد تلقي كرد، يا يك سياست آگانه و تسليم طلبانه گروهي ضد انقلابي و ضد منافع علياي ملي؟  ارزيابي رفقا صراحتا بر اين نكته تكيه داشت كه تحولات بسيار آشكار و علني مورد نظر، نه فقط عمل و ابتكار فردي خود سرانه افراد تشنه جاه ، مال و مقام،  بلكه بيان يك سياست ديرينه و تسليم طلبانه گروهي و نتيجه منطقي آن نيز ميباشد، مگر اينكه جماعاتي كه افراد مورد نظر به آنها منسوب هستند، با موضع گيري علني و آشكارخويش، نه تنها عمل و حركت آنها را در همكاري با امپرياليسم و دولت دست نشانده كابل ، قاطعانه محكوم ، و خط فاصل خويش با ايشان را رسما و عملا ترسيم نمايند، بلكه همچنان موضع خويش در قبال اشغال افغانستان بدست امپرياليست هاي اشغالگر و ارتجاع بر سراقتدار در كابل را رسما و علنا  به مردم اعلام نمايند ، كه در غير آن، خود اين جماعات هم بمثابه نيروي ذخيره امپرياليسم و ارتجاع در خارج از كشور و براي انجام وظايفي در اين ساحت، مطمح نظر قرار خواهند گرفت.

گذشت زمان و سير قانونمند حوادث روزمره و آنهم در يك مدت كوتاهي، متاُسفانه بر اين ارزيابي اخير « جبهه… » هم ، با يك وضاحت باورنكردني صحه گذاشته است ؛  اثبات اين حقيقت را  اينك در اعلاميه منتشره افرادي كه خودشان را با پررويي كم نظير كماكان « هواداران جنبش انقلابي مردم افغانستان » معرفي مي نمايند، مطالعه مي نماييم:

( هجاما )  نه تنها حضور اعضاي خودش بطور مثال  ـ شخص شناخته شده اي بنام داود غني ـ را در ديدار و ملاقات جمعي از روشنفكران با سفير امريكا در كابل، انكار، و مصاحبه اش با بي. بي. سي را ناشنيده ميگيرد!  نه تنها خودش و يارانش را « در تمام دوران حيات سياسي، يعني در طي دونيم دهه گذشته » ، « علمبرداران واقعي و استوار مقاومت مردم عليه استعمار و ارتجاع » ، « نمايندگان با وفاي مشي مستقل ملي و انقلابي » ، و بلاخره « مدافعين سرسخت منافع زحمتكش ترين طبقات و اقشار جامعه » ميداند! بلكه نوشته رهياب زير عنوان « هذيان هاي فرهنگيان » را تهمت و افترا به « سالم ترين خط سياسي و تاريخي جامعه » يعني همان خط ( ساما و هجاما ) معرفي نموده و آنرا حركت آنهايي مي داند كه « آگاهانه يا نا آگاهانه آب به آسياب خائنين مي ريزند » !  بلاخره با چنين موضع گيري است كه ( هجاما ) « عامل يا عاملين لجن پراگني هاي نا بجا » را تهديد به ترور مي نمايد! و آنهم زمانيكه ميگويد « لجن پراگني هاي نابجا نه تنها دردي از آلام بي پايان جنبش را مداوا نخواهد كرد بلكه در يك حركت فزيكي ـ منطقي به مكدر شدن سيماي عامل و يا عاملين احتمالي آن خواهد انجاميد » !!!.  اگر از كلمات ركيك اعلاميه ايكه بزدلانه آدرس خودش را هم ـ نه در پاي اعلاميه و نه در پشت پاكت ـ قيد نمي نمايد بگذريم ، نكات محوري آن،  همان ميباشند كه در اين نامه نشاني شدند.

رفقا و دوستان؛

عكس العمل ( هجاما ) ـ چنانچه ميدانيم ـ براي « جبهه… » يك امر غير منتظره نمي باشد، زيرا از خاينين به انقلاب و ملت ، نميشود هرگز انتظار و توقع ديگري نمود،  آنها و همه مرتجعين مثل آنها ، بي ترديد در وجود نيرو هايي مثل « جبهه… » و ابزار هاي روشنگر مبارزاتي مثل « قطب نما » ، همواره مخل ترين و مزاحم ترين مانعه اي را بر سر راه اعمال و سياست هاي سازشكارانه و تسليم طلبانه خويش نظاره مي نمايند؛ نيرو هايي كه بتاُسي از  درك رسالت تاريخي و به پيروي از اصول و موازين انقلابي ملي ـ دموكراتيك خويش ـ آنچنانكه درج پلتفرم و اساسنامه « جبهه… » ميباشد، پيوسته و بدون  هيچ تزلزلي، در دفاع از منافع توده هاي زحمتكش و تحت ستم جامعه اسير و اشغال شده  به عمل انقلابي روشنگرانه مبادرت ميورزند كه مواضع عملي « جبهه… » و نوشته هاي « قطب نما » از جمله، همان نوشته رهياب بعنوان « هذيان هاي فرهنگيان » بيان گوياي اين واقعيت ميباشند.

رفقا ؛

اينك تواُم با اين يادداشت ، نسخه هاي عكسبرداري شده از اعلاميه ( هجاما ) را كه بدست ما رسيده است، برايتان ارسال نموديم. از آنجاييكه تا نشست ديگر « جبهه… » هنوز روزهايي باقي مانده ؛ و از آنجاييكه « قطب نماي شماره هفتم » به زودي از چاپ بيرون خواهد آمد، هيئت تحرير لازم مي بيند تا شما را بدينوسيله و سر وقت در جريان عكس العمل ( هجاما ) قرار داده و براي اتخاذ يك اقدام مقتضي در قبال آن ، نظريات شما را جويا شود؛  پيشنهاد رفقاييكه از اعلاميه مزبور اطلاع حاصل نموده اند، چون اين اعلاميه رسما و علنا توسط( هجاما ) پخش گرديده است، اينست كه ضمن چاپ خود اعلاميه در همين « قطب نماي شماره هفتم » ، همچنان موضعگيري « جبهه… » در قبال آن، نشر گردد؛ تحليل مفصل اعلاميه ( هجاما ) كه در اين شماره براي آن، بعلت تراكم مطالب، جاي وجود ندارد ، به شماره آينده موكول گردد كه نوشته آنرا ، شخص رهياب قبلا متقبل گرديده است. لطفا به هر وسيله ايكه لازم مي بينيد ( به سرعت ) نظر تانرا پيرامون پيشنهاد ارانه شده توسط جمعي از رفقا، به اطلاع هيئت مسولان و هينت تحرير رسانيده و ممنون سازيد!  افزون بر اين، چنانچه پيشنهاد ديگري هم داشته باشيد، آنرا به اطلاع خواهيد رساند.  قابل يادآوري است كه برخي از اعضاي هيات مسولان و هينت تحرير كه در جريان اعلاميه ( هجاما ) قرار گرفته اند، موضعگيري « جبهه… » در قبال آنرا لازمي دانسته و پيشنهاد ارائه شده را مي پذيرند.  

 

                                                                                                     با عرض درود هاي انقلابي

                                                                                                      كميته ملي و بين المللي            

                                                                                                            16  مارچ   2005            

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu