www.baaba.eu

 

 

 

20 اگست ــ روزی که

شاه شجاع را باید "انتخاب" نمایند!

 

با برگزاری گردهمآیی های دوشنبه 17 اگست، جریان مبارزات "انتخاباتی" افغانستان هم، رسما به پایان خودش انجامید. قرار است تا فردا پنجشنبه 20 اگست، مهره گماشته شده امریکا ــ همان شاه شجاع امریکایی ــ را باردیگر بر مسند ریاست جمهوری، البته طی مراسمی نمایشی و  پرهیاهو  که "انتخابات" نامگذاری شده است، گویا انتخاب نمایند!

این دومین نمایش سراسری انتخاباتی در افغانستان، با اولین خودش در پنجسال قبل، هیچگونه تفاوتی ندارد، چه از نظر شکل و چه مضمون، اهداف آشکار و نهانی، و بویژه وضعیتی که بر بستر آن، همین نمایش بایست به صحنه آمده و اجرا گردد.

سناریوی انتخابات، بازیگران حقیقی و مجازی، جمعیت رأی دهنده و نقشی را که هر کدام باید ایفا نماید، همه و همه بدقت تدوین گردیده و مشخص میباشد، به نحوی که حتی جمهور تماشاچی هم، پشاپیش می تواند تصور نماید که در این سرکس انتخاباتی، بازیگر اصلی یا به تعبیری، همان "قهرمان منتخب" کیست و به چه دلیلی!

سرکس انتخاباتی افغانستان، در نوع خودش چنانچه پنجسال قبل هم مشاهده و تجربه گردید، بی شک و بدون مبالغه، یک نمایش بی نظیر در تاریخ شناخته شده مبارزات انتخاباتی در جهان میباشد؛ همه چیز در اینجا، از خود مفهوم "انتخابات" ، شرایط انتخاباتی، کاندیدا ها و مبارزه شان، مکانیسم و اهداف ... خلاصه هر آنچه به مقوله و پروسه انتخابات مرتبط میگردد، کاملا معکوس و وارونه می نماید.

از چند هفته و ماهی که بازار دروغ، تزویر و حقه بازی های موسوم به انتخابات ریاست جمهوری آغاز، و بالآخره با گردهمآیی روز دوشنبه که طی آن، پایان رسمی همین پروسه اعلام یافت، هر چیزی هم اگر تا ایندم مجهول و ناشناخته باقیمانده باشد، ولی این نکته روشن است که چه کسی سرانجام، بر کرسی در اصل انتصابی ریاست جمهوری افغانستان، "انتخاب" خواهد شد!

دلیل این امر البته، نه شفافیت منشود در یک روند خیلی سالم مبارزه انتخاباتی با کاندیدا ها، شعار ها، طرح ها و برنامه هایی میباشد که همه، پژواک گویای خودشان را در باورها و اعتقادات توده ها، چه جمهور رأی دهنده و چه تماشاچی، بجا گذاشته، و بنابراین در نظرسنجی های تخصصی و دقیق نیز به ثبت رسیده اند؛ بلکه علت عبارت از همین واقعیت بدیهی میباشد که پروژه کرزی و سرمایه گذاری هایی که بر روی آن بعمل آمده، هنوز بپایان خودش نرسیده  و نتیجتا باید ادامه یابد.

افزون برآنچه گفته آمد، خود همین پروسه سراپا مملو از تناقضات انتخاباتی، عاملی میباشد که "انتخابات" افغانستان را کاملا متمایز و بی نظیر میسازد:

اگر نفس انتخابات بمثابه یک حرکت آگاهانه و شعوری، پدیده ای میباشد که در آن، عنصر آزادی و اراده آزاد، نقشی اساسی و تعیین کننده می یابد؛  پس تحقق همین امر، بطور اجتناب ناپذیر، منوط به تأمین و توافر شرایطی میباشد که بر متن آن، انتخابات بایست عملی گردد؛ و این چیزیست که با واقعیت عینی افغانستان بمثابه یک کشور اشغالی تحت قیمومیت امپریالیستی و نهاد های خادم آن مثل ناتو، ایساف، سازمان ملل ... هرگز و هیچگاهی تطبیق نمیکند. گذشته از همه، شعله ور بودن آتش جنگ های ویران کننده و خانمانسوز ارتش های اشغالگر امریکا و ناتو، در سرتاسر مبارزات به اصطلاح انتخاباتی و چه بسا تا آخرین ساعات و لحظات قبل از آغاز رأی دهی؛ و  بموازات آن، دهشت افگنی های انتحاری و تباه کننده تروریست های طالبی، هر گونه ادعا و تبلیغ عوامفریبانه برای یک انتخابات آزاد را، بقوت نفی میکنند.

اگر انتخابات مکانیسمی میباشد که توده های مردم، در تحت شرایطی معین و در مقطع معینی، برای دستیابی به خواسته ها و اهدافی مشخص و حق تعیین سرنوشت خودشان، که نمودی از مردم سالاری را به نمایش میگذارد، بدان تمسک می جویند؛  همین رویکرد و تمسک شان می بایست، ملهم از درک درست نیازها و بتأسی از دینامیسم درونی خود جامعه باشد، نه دیکته از بالا و عطیه عوامل بیرونی حاکم بر جامعه؛  فرستادن بخش هایی از مردم بپای صندوق های رأی در تحت شرایط اشغال و حاکمیت سلاح ( سه صد هزار نیروی نظامی و پولیس )، به زور و با اعمال فشار، با تطمیع و توسل به نیرنگ های عوامفریبانه و ... به هر معیاری، با بینش و موازین پذیرفته شده و متعارف جهانی، متناقض میباشد؛ و این هم جنایتی است که جهان به اصطلاح آزاد، به بنیادی ترین اصول و ارزش های نهادینه دموکراتیک خودش روا میدارد. صرف صدها میلیون دالر ، تهیه و تدارک باقی ابزار و لوازم انتخاباتی، از حساب ها و اعتباراتی که هیچ دفتر و کتابی برای آن وجود نداشته باشد، می بایست به اهداف و اغراضی خدمت نماید که، برون از قلمرو  خواست، اراده، و منافع مردم و در تقابل با آن میباشند. با همه همین مشخصات بی نظیر در جهان است که "انتخابات" افغانستان، بحق متمایز میگردد!

اگر انتخابات، چنانچه تذکار یافت، بیان گویای یک خواست ارادی واقعا آزاد و آگاه است که در عمل ارادی آگاهانه و آزاد تبارز یافته و به اثبات می رسد، پس این اصل با آنچه در افغانستان بکار گرفته میشود، مطلقا و از بنیاد متناقض میباشد. فرمولی را که در اینجا بر خواست و اراده به اصطلاح آزاد مردم حکمفرما ساخته، و بدینوسیله پروسه "انتخابات" را بجلو  سوق میدهند، همانا ناگزیری انتخاب میان بد و بدتر میباشد!

این یکی دیگر از مجموعه تناقضات ساختگی "انتخاباتی" در افغانستان است که مردم را، با سلاح زور، وعده و وعید، و حیله و تزویر انتخاباتی، در تنگنای گیچ کننده آن محصور نموده اند.

"انتخابات" افغانستان در واقع، چه بدلیل کثرت چشمگیر کاندیدا های ریاست جمهوری، و چه از نظر ترکیب سیاسی اجتماعی و ویژگی های هویتی آنها، یک رویداد فرید و بیمانند میباشد:

شرکت بیش از 40 کاندیدا که برای بسیاری از ایشان از همان آغاز، حتی شانس دسترسی به یک درصد آرا هم پیش بینی نمی گردید، از دیدگاه اولیای واقعی پیشبرد امر "انتخابات" یعنی همان "جامعه معزز جهانی"، قبل از همه بایست دلیل برخورداری از حق دموکراتیک در یک رقابت انتخاباتی آزاد تلقی گردد؛  در این مفهوم، "انتخابات" افغانستان آزادترین و دموکراتیک ترین انتخاباتی میباشد که تاریخ بخود دیده است!

اگر از ذکر خیر کاندیدا های مجازی، که شرکت شان در "انتخابات" تنها و تنها جنبه نمایشی و  تبلیغاتی داشته است، صرف نظر نماییم؛ آنعده دیگر باقیمانده، در اینجا بعنوان نمونه ملاراکتی طالب و شهنواز تنی "خلقی"، چهره های شناخته شده ای هستند که نفس شرکت شان در "انتخابات"، یک رسوایی مشمئز کننده و عریان و یک اهانت نابخشودنی تاریخی به مردم میباشد. اینها همه در مجموع جنایتکارانی هستند که می بایستی بجرم آدمکشی، مزدوری، میهن فروشی، و صدها جنایت ضد بشری دیگری، در دادگاه های عادلانه مردمی محاکمه گردند، نه اینکه با صد احترام و اعزاز دموکراسی مآبانه اجازه یابند، برای احراز مقام ریاست جمهوری، وارد پروسه انتخاباتی به اصطلاح آزاد و دموکراتیک گردند؛ این هم از عجایب و ویژگی های بی شمار "انتخابات" در افغانستان میباشد که آنرا در دنیا، یگانه و متمایز میسازد!

حضور همچو افراد، معامله گری ها و زدو بند های حسابگرانه سیاسی در میان شان در جریان پروسه "انتخابات" و خارج از آن، صرف نظر از اینکه چه کسی سرانجام عنان امر را در قبضه میگیرد، دورنمای اوضاع سیاسی اجتماعی جامعه پس از "انتخابات" را، بمصداق ضرب المثل معروف "سالی که نکوست، از بهارش پیداست"، همین اکنون در برابر دیدگان ما قرار میدهد.

همه همین کاندیدا ها، گذشته از پیشینه تاریخی 30 ساله، و بصرف نظر از هر اختلاف، تمایز، و  ویژگی های فردی سیاسی، حزبی، سازمانی، اعتقادی، قومی، زبانی و ... نهایتا در چند نکته و مسئله خیلی مهم و حیاتی زیر، باهم اتفاق نظر داشته و بدور همین محور، عملا متحد میباشند:

ــ همه کاندیدا ها، مستقیم و غیر مستقیم، وابسته به منابع و قدرت های خارجی بوده و در نتیجه، از اشغال افغانستان و حضور ارتش های اشغالگر امپریالیستی بی هیچ قید و شرطی، دفاع و پشتیبانی می نمایند.

ــ همه کاندیدا ها، طرفدار مذاکره، مراوده و سرانجام وحدت و همکاری در چهارچوب یک دولت واحد، با طالب ها و گلبدین بوده، و از همین موضع خودشان، در جریان مبارزه "انتخاباتی"با علانیت نمایندگی نموده اند. همه آنها، کسانی را که تا دیروز  تروریست ها و دشمنان سوگند خورده مردم افغانستان قلمداد می نمودند، اینک در جریان مبارزه "انتخاباتی"، متحدانه و به یک زبان، همواره "برادر"  خطاب می نمودند.

ــ همه کاندیدا ها، به گذشته و عاملین جنایات بوقوع پیوسته در حق مردم و میهن، برخوردی مشترک و یکسان توأم با مسامحه و فراموشی دارند.

عبدالله عبدالله یکی از کاندیدا های رقیب کرزی، در پایان مبارزه "انتخاباتی" در روز دوشنبه 17 اگست به مخاطبین خودش گفت: به رئیس جمهوری رأی بدهید که آدمکشان و قاچاقبران را از زندان آزاد نسازد؛ این اشاره ای مستقیم به شخص کرزی بود.

رقیب دیگر کرزی اشرف غنی احمد زی، در عین همین روز به مخاطبین خودش توصیه کرد که، با رفتن بپای صندوق های رأی، بساط گندیده یک رژیمی فاسد را برچینند؛ و این هم اشاره ای بود به کرزی.

این ها البته سخنانی هستند که بخشی از حقیقت را بیان می نمایند؛ بخش دیگر حقیقت اینست که، همین آقایان فراموش نموده اند که تا چندی قبل، خودشان نیز رکنی از همین رژیم دست نشانده، فاسد و گندیده بوده اند، و مردم این را بخوبی میدانند!

با همه اینها، آنچه در گرماگرم یک التهاب "انتخاباتی" تازه بپایان رسیده اما بباد فراموشی سپرده میشود، همانا پاسخ روشن و مستدل به این پرسش است که: انتخابات برای چه؟!  کی ها بایست انتخاب نمایند، چرا و چه کسانی را؟! ...

جدا از ناگزیری های تصنعی ایجاد گردیده برای توده های مردم، هر انسان شرافتمند و آزاده کشور اما به روشنی میداند که، شاه شجاع سوم مهره ایست که وی را پیشاپیش "انتخاب" نموده اند!

با گشوده شدن حوزه های "انتخاباتی" در اولین ساعات فردا پنجشنبه 20 اگست، همین پرسش هم، پاسخ نهایی و قطعی خودش را خواهد یافت!

 

                                               بابا  

 

                                 چهارشنبه 19 اگست 2009

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــ

 

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu