www.baaba.eu

 

 

طرح پیشنهادی اولین  اعلامیه متعاقب تجاوز امپریالیستی در ۷  اکتبر ۲۰۰۱ به افغانستان، که نهایتا با تغییر شکل بمثابه فراخوان  کمیته تدارک ضد تهاجم امپریالیستی، به اطلاع همگانی رسید.            الف. انیس

 

 

               صفوف خویش را فشرده سازیم، در برابر تهاجم

                      و توطئه های تبهکارانه امپریالیسم و ارتجاع استوارانه مقاومت نماییم!

 

 

رویداد تروریستی ۱۱ سپتامبر در واشنگتن و نیویارک که تومار زندگانی هزاران انسان بیگناه را درهم پیچید، زمینه ساز تحولات گسترده و پر سر و صدایی بوده که اینک در تکامل خود به تهاجم لجام گسیخته نظامی امریکا و متحدینش به کشور افغانستان منجر گردیده است.

این لشکر کشی امپریالیستی، چنانچه خود اذعان داشته اند، بمثابه یک نمونه " جنگ جدید قرن بیست و یکم " تحت شعار " جبهه جهانی جنگ علیه تروریسم " و با هدف اغواگرانه دفاع از ارزش های جهان به اصطلاح آزاد که همان " تمدن غرب " را تداعی نماید، صورت میگیرد.

در این سناریوی مضحک، زعامداران امریکا و سایر همگنان امپریالیستش که خیر، حتی مرتجعین قلاده به گردن منطقوی شان همچون ژنرال های پاکستانی، آخوند های جمهوری اسلامی و شیخ های عربی هم، با یک چرخش اکروباتیک( ! ) بعنوان مشعلداران جبهه جهانی جنگ ضد تروریستی، که آماج مستقیم آن باند تروریستی اسامه بن لادن و حامیان طالبی اش باشد، قلمداد گریده است.

این نمایش اما چنانچه پیداست، نه جنگ ضد تروریسم، که برعکس مخاصمات خونین درونی خود یک جبهه تروریستی را آشکارا بازگو میدارد که در وهله کنونی، قربانیان خود را از میان هزاران انسان بیگناه در نیویورک و در کشور بخون غرقه افغانستان میگیرد.

مگر نه اینست که همین اسامه بن لادن و طالبان نگهبانش، خود صنیعه سیاست بازی های خانه خرابکن دولتمردان بدسگال امریکایی میباشند؟

باری، برای شمارش کارنامه های سیاه و بی پایان تروریستی امپریالیسم امریکا در هر گوشه ای از جهان، نه مجالی در اینجا وجود دارد و نه ضرورتی.  کافیست که به همین نمونه اسامه بن لادن و طالبان افغانستان بسنده کنیم تا مبرهن گردد که هیاهوی براه انداخته شده کنونی، هرچند که حدت تخاصم درونی خود جبهه تروریستی را برملا میسازد، ولی خاستگاه اصلی و غایت حقیقی، چیری غیر از یک تدارک ضروری ملهم از الزامات غارتگرانه سرمایه نمیباشد، که بر زمینه گسترش سلطه گری و تحکیم هژمونی امپریالیستی بر خلقهای زحمتکش و تحت ستم منطقه، میبایست عملی گردد.

اسامه بن لادن و برخی دیگر از باند های تروریستی اسلامی به شمول احزاب ارتجاعی اسلامی افغانستان، همه یک پروژه دست ساخت امریکایی میباشد که در چارچوب استراتژی جنگ سرد، علیه حضور نظامی شوروی در افغانستان، توسط سازمان سیا  و  آی، اس، آی پاکستان، سازماندهی و پرورش، تمویل، و بکار گمارده شدند.  ثمره عملی فوری این سرمایه گذاری در افغانستان، اگر برای امریکا و متحدین امپریالیستی، در تسخیر اولین سنگر خونین جنگ سرد بر زمینه برچیدن بساط سوسیال امپریالیسم شوروی  خلاصه شود، برای متحدین دست پرورده اش یعنی باند های تروریستی جهادی، همانا برقراری یک حاکمیت تروریستی سیاه مذهبی در افغانستان و رها گذاشتن عنان تروریسم هار  اسلامی اسامه و همقطاران، در اطراف و اکناف دیگر جهان بوده است.  در تداوم همین سیاست های آزمندانه امپریالیسم امریکاست که پروژه طالبان در تناسب با موقعیت نوین ایجاد شده و آنهم با حمایت و همکاری همه گونه متحدین منطقه ای آن، بویژه پاکستان و عربستان سعودی، روی دست گرفته میشود که به اسامه بن لادن و باند های دیگر اسلامی در آن، نقش بخصوصی اختصاص می یابد.  پیامد عملی همه این پروژه ها، چنانچه همه میدانند، در یک کلام، تخریب هدفمند و سیستماتیک تمامی بنیان های حیاتی زندگی در جامعه از طریق یک جنگ خانمانسوز ارتجاعی داخلی میباشد، که فلاکت، بدبختی، نسل کشی، بی خانمانی، فقر میلیونی، انحطاط فرهنگی ... و بالاخره فرورفتن افغانستان در قعر یک ظلمت جانکاه قرون وسطایی، جلوه های بارز آنست که در موقعیت کنونی، سیمای غم انگیز افغانستان را ترسیم میدارند.

از خلال همه این واقعیت های تلخ و دردناکی که وجدان هر انسان آزاده را میآزارد است که میتوان و باید، شعار دروغین مدنیت گرایی جنگسالاران امریکایی و متحدین شانرا درک نمود.

با چشمداشت جایگاه واقعی شبکه تروریستی اسامه بن لادن و طالبان در سیاست های تجاوزکارانه امریکا در منطقه تا قبل از رویداد جگر خراش یازدهم سپتامبر است که میتوان و باید، عمق شعار جبهه آرایی ضد تروریستی دولتمردان امریکایی را به قضاوت گرفت.

جدیت و حقیقت دفاع امریکا و متحدینش از آزادی و تمدن را بالآخره میتوان و باید، از زبان میلیون ها زن به اسارت و بردگی کشانیده شده افغانستان توسط متحدین دیرینه امریکا یعنی همین طالبان و ائتلاف نام نهاد شمال، شنید و به قضاوت گرفت.

بنابراین با انبوهی از این قبیل اسناد و مدارک انکار ناپذیر و گویاست که ماهیت جنگ ضد تروریستی و شعار کذایی دفاع از آزادی و امنیت توسط امریکا را، میتوان و بایست افشا نمود.

آری، این جنگ برخلاف ریاکاری های سبکسرانه و گرد و غبارهای ایجاد شده، بدون شک یک جنگ جنایتکارانه امپریالیستی، یک تبانی آشکار امپریالیسم و ارتجاع برسرنوشت خلق های تحت ستم منطقه میباشد، که با دستآویز قراردادن مبارزه ضد تروریستی، در حقیقت پیشگیری از هر حرکت اعتراضی و سرکوب هر جنبش انقلابی آزادیبخش را در سطح منطقه و جهان نشانه میگیرد، چنانچه جلوه های بارز این سیاست اغواگرانه در خود کشور های امپریالیستی هم، همین اکنون و متناسب با اوضاع و شرایط آنها، در برقراری یک جو پولیسی، ایجاد فضای ترس و رعب، بی اعتمادی، دامن زدن به راسیسم... و براین مبنا حذف دستاورد های سیاسی و اجتماعی زحمتکشان این جوامع خود نمایی میکند. بر این اساس و در راستای دستیابی به اهداف منطقه ای دور و نزدیک امپریالیسم جهانی است که همین اکنون و در گرما گرم یورش جنایتکارانه نظامی به افغانستان، بازهم نطفه یک جنایت تازه دیگری در حق مردم ستمدیده این کشور در حال شکل گیری میباشد.

تحمیل یک دولت دست نشانده ضد ملی و ضد مردمی بر مردم افغانستان با هر ترفند سیاسی تبلیغاتی و در هر شکل و هیئتی که باشد، به معنای مداخله بیشرمانه و عریان امپریالیستی بر حق تعیین سرنوشت این مردم بخاک و خون کشیده شده  و در نتیجه، تداوم خونبار جنگ داخلی خواهد بود.

بگذار دلقک های مومیایی شده تاریخ و حواریون، دایناسورهای آدمخوار و بدنام و نشان ائتلاف شمال با همسنگران جنایت پیشه پرچمی شان، افراد و محافل ارتجاعی خادم امپریالیسم... و بالآخره  در موخره یک لیست طولانی که بقایای به اصطلاح میانه رو ( ! ) همین طالبان و همکیشان "خلقی" شان گنجانیده خواهد شد، نردبان عروج دوباره خویش بقدرت سیاسی را، بازهم در جبهه سایی برآستان امپریالیسم و بوسه زنی بر ساطور خونچکانش جستجو نمایند،  ولی دیری نخواهد گذشت که آتش برافروخته شده جنگ عادلانه خلق، سرانجام تار و پود همه این مرتجعین و خائنین ملی را برای همیشه بسوزاند.  در این راستا و بر زمینه مقاومت در برابر تهاجم جنایتکارانه امپریالیستی به افغانستان بمثابه یک واکنش عاجل و فوری است که میبایست، پی ریزی یک جبهه واحد متشکل از همه افراد و نیروهای ملی، دموکرات، آزادیخواه و انقلابی را در دستور کار قرار داد، که متکای یگانه اش همانا نیروی لایزال توده های ستمدیده و زحمتکش افغانستان، برخوردار از تأیید و پشتیبانی خلقهای زحمتکش و تحت ستم جهان میباشد.  و براین مبناست که می بایست بنیان های لازم یک جنگ رهایی بخش خلق را، که آماج عمده اش امپریالیسم و ارتجاع میباشد، بمثابه یگانه راه نجات کشور که در تکامل خود، دورنمای یک جامعه انسانی فارغ از هر نوع ستم، اجحاف و نابرابری را در چشمرس انسان قرار دهد، تدارک دید.

با درک این مسولیت خطیر، و در پاسخ عملی به الزامات فوری آنست که " کانون رزمندگان انقلابی" به سهم خویش، همه افراد و نیروهای آزادیخواه و انقلابی را برای مشارکت فعال در تأمین یک وحدت عمل اصولی و فراگیر بر محور اهداف ترسیم شده فوق فرا می خواند.

تهاجم امپریالیست های جنایتکار به افغانستان را محکوم نماییم!

مرگ بر تروریسم در هر شکل و شمایلش!

مرگ بر امپریالیسم و ارتجاع!

برافراشته و شگوفان باد  درفش مبارزات رهایی بخش خلقهای سراسر جهان!

زنده باد آزادی، مرگ بر اسارت!

 

                                                  کانون  انقلابی رزمندگان افغانستان 

 

****************

********

****

 

 

فراخوان

 

                                                                صفوف خویش را فشرده سازیم، در برابر تهاجم

                                                 و توطئه های تبهکارانه امپریالیسم  و ارتجاع  استوارانه مقاومت نماییم!

 

رویداد ۱۱  سپتامبر در نیویارک که تومار زندگانی هزاران انسان بیگناه  را درهم پیچید، زمینه ساز هدفمند تحولات گسترده  و پر سر و صدایی بوده  که اینک در پیامد آن، شاهد تهاچم لجام گسیخته امریکا و متحدینش در افغانستان میباشیم.

این لشکر کشی امپریالیستی، چنانچه خود اذعان داشته اند، بمثابه یک نمونه "جنگ جدید قرن بیست و یک" تحت شعار دروغین" جبهه جهانی جنگ علیه تروریسم "  و با هدف اغواگرانه دفاع از ارزش های جهانی به اصطلاح آزاد  که همان " تمدن غربی" را تداعی نماید، صورت میگیرد.

در این سناریوی مضحک، زعامداران امریکا و سایر همگنان امپریالیستش که خیر، حتی مرتجعین قلاده به گردن منطقه ای شان همچون ژنرال های پاکستانی، آخوند های جمهوری اسلامی و شیخ خاین عربی هم با یک چرخش اکروباتیک ( ! ) به عنوان مشعلداران "جبهه جهانی جنگ ضد تروریستی" که آماج مستقیم آن، گویا باند تروریستی اسامه بن لادن ــ هرچند که این مسئله بخودی خود، هنوز هم جدال برانگیز میباشد ــ  و حامیان طالبی اش باشد، قلمداد گردیده است.

اسامه بن لادن از آنجاییکه میدانیم، گماشته و فرستاده  ( سیا ) در افغانستان بوده که در زمان اشعال افغانستان توسط شوروی در سال های هشتاد، در کنار مجاهدین اسلامی افغان قرار داشت و با دست باز علیه هرگونه مظهر روشنگرانه و دموکراتیک نیروهای افغانی که برای دموکراسی و جامعه ی فارغ از استثمار مبارزه میکردند، تا سرحد نابودی شان کوشیده و هم در معاملات مواد مخدر با سیا  و آی. اس. آی  همدست بود.  وقتی که امریکا در سال های نیمه نود  توجه دوباره خود را به افغانستان معطوف داشت و هنوز حکومت ربانی در کابل مستقر بود، وی به افغانستان آمد و برای بقدرت رساندن طالبان فعالیت نمود.  امارت طالبان یک رژیم زن ستیز  و عقب مانده ای میباشد که در مورد کار کردن، حق فراگرقتن تعلیم، بر گشت و گذار زنان، قیود وضع کرده  و حتی موسیقی و سینما را قدغن نمودند.  طالبان که نتوانستند برای بوجود آوردن یک "صلح" سراسری که منافع امپریالیسم امریکا در افغانستان و کشور های منطقه را تأمین نماید، دیگر برای امریکا درد بخور نبوده و یک شبه بن لادن تروریست و امارت طالبان هم حامی تروریسم گردید و به این بهانه دست مداخله در افغانستان را باز گذاشته تا اینکه جبهه ای از کشور های امپریالیستی و ارتجاعی را بر ضد افغانستان سازمان داده  و ارتجاعی ترین نیرو های اسلامی را که همانا جبهه شمال میباشد و دست کمی ار جنایات طالبان ندارند، به رهبری شاه سابق به همکاری طلبیده  و با بمباران هوایی  دست به کشتار مردم افغانستان می زند و افغانستان را لابراتوار  استعمال سلاح مدرن ساخته است.

سیاست امپریالیست ها همیشه بر ضد منافع خلق ها بوده  و این سیستم لعنتی هزاران هزار انسان را قربانی سیاست جنگ غارتگرانه خود میکند و جز فقر و تنگدستی  و بیکاری ثمره دیگری ببار نمی آورد.  گلوبالیراسیون که یکی از مظاهر این سیستم بوده  با مقاومت آگاهانه و سرسختانه  خلق های جهان از سیاتل گرفته تا ژنوا مواجه شده است و این جنبش ها دارد وسعت و دامنه بشتری را کمایی میکند.  امپریالیست ها زیر نام "مبارزه با تروریسم" تلاش میکنند با ایجاد فضای رعب و وحشت، دامن زدن به راسیسم... سیاست خفقان پولیسی را عملی سازند.  و براین مبنا دستاورد های سیاسی و اجتماعی زحمتکشان را به یغما می برند.

آنطور که جهان شاهد آن بوده که امپریالیسم امریکا  در عراق و بالکان به کشتار خلق های بیگناه دست زدند و جز ویرانی کشور، فقر، بی نوایی و صد ها مصیبت دیگر ارمغانی نداشته و نخواستند نظام سیاسی و جایگاه دیکتاتور ها  را که در خدمت منافع شان می باشد، از بین بردارند.  اینبار امریکا در افغانستان هم نیروهای شمال را که رهبری آن بدست نیروهای پرچمی خادیست ( سازمان امنیتی ) میباشد و مجمعی ست از خلقی ها، ستمی ها و قوت های ارتجاعی  که زمانی در کابل مستقر بودند و جز کشتار مردم حاصل دیگری ندارند، با جرگه ای از قاچاقبران، متنفذین قوم  و بوروکرات های سابق که ذره ای دلسوزی با مردم خود ندارند، یکجا نموده  و برای برآورده ساختن منافع خود بعوض طالبات سرهمبندی میکنند. و به وسیله زور بر مردم افغانستان تحمیل می نمایند.

مردم افغانستان با این شیادی ها آشنا بوده  و تنها به ساختن دولتی تن میدهند که بدون مداخله خارجی ها بوده  و از طریق مبارزات خلق های زحمتکش در افغانستان مستقر گردد، که برای صلح، پیشرفت، دموکراسی و آبادی دوباره کشور ضمانت دهد.  و حق استقرار چنین دولتی  را تنها مردم افغانستان دارند!

بتأسی از درک روند واقعی از اوضاع  و در پاسخ عملی به الزامات آنست که کمیته تدارک از همه عناصر و نیروهای مترقی و آزادیخواه، اعم از افغانستانی و غیر افغانستانی، بدینوسیله دعوت بعمل میآورد که در تلاش برای پی ریزی یک اتحاد عمل فراگیر مبارزاتی ضد امپریالیسم و ارتجاع، بر زمینه مقاومت در برابر تهاجم جنایتکارانه امپریالیستی به افغانستان بمثابه یک واکنش عاجل و ضروری، با این فراخوان اعلام همبستگی نمایند!

تهاجم امپریالیست های جنایتکار به افغانستان را محکوم نماییم!

خلق های سراسر جهان، متحدانه علیه امپریالیسم و ارتجاع مبارزه کنیم!

از نیرو ها و افراد مترقی بخواهیم فراخوان را امضا کنند!

فراخوان را به زبان های مختلف  و وسیع پخش کنیم!

حول این فراخوان مبارزات مختلف را  سازمان دهیم!

 

                                                                        کمیته تدارک ضد تهاجم امپریالیستی به افغانستان

                                                                        شماره تلفون ما:  ۱ ۲ ۱ ۸ ۲ ۹ ۸ ۹ ۷ ۱ ۰ ــ ۹ ۴ ۰ ۰

تا کنون تشکلات زیر از این فراخوان حمایت کرده اند:

اتحاد مبارزه برای دموکراسی مردمی  در افغانستان

سازمان ملی دموکراتیک آوارگان افغانی در آلمان

سازمان پیکار برای نجات افغانستان ( اصولیت انقلابی پرولتری )

سازمان جوانان دموکرات افغانستان

سازمان زنان هشت مارس ( ایرانی ــ افغانستانی ) ــ واحد فرانکفورت

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــ

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu