www.baaba.eu

 

 

پنهانکاری "آلمانی"

هدف، وسیله را توجیه می نماید!!!

 

امروز پنجشنبه 26 نوامبر 2009  خبری به مطبوعات راه یافته که به یک "زلزله سیاسی" تشبیه میگردد؛ این خبر حاکی از برکناری بالاترین مقام ها در ارتش آلمان و در خود وزارت دفاع این کشور میباشد. وزیر جدید دفاع آلمان، ضمن گزارشی به پارلمان این کشور، از برکناری هر دو مقام عالی رتبه یادآور گردیده است. البته این مسئله مرتبط است به همان "ماجرای تانکر ها" در کندز که در 4 سپتامبر جاری، توسط بمب افگن های جت ناتو و به دستور مستقیم فرماندار وقت ارتش آلمان در افغانستان، آقای Klein  اتفاق افتاده و موجب کشتار دسته جمعی تعداد بزرگی از مردم عادی گردید.

"ماجرای تانکر ها" و کشته شدن تعداد عظیمی از مردم بیگناه در آن، در واقع یک عمل روتین و همیشگی میباشد که از زمان اشغال افغانستان بدست اشغالگران امریکایی و متحدین شان در ناتو، همواره و بلاانقطاع جریان داشته و دارد؛ اینها همه البته، تنها گوشه یی از تراژیدی مردم ستمدیده افغانستان را به نمایش میگذارند.

آنچه اما همین "ماجرای تانکرها" را بسیار برجسته و متمایز میسازد، فعل و انفعالات مرتبط بدان است که اینک "زلزله سیاسی برلین" همه را به زبان بسیار رسا، بیان میدارد.

البته در پیرامون همین رویداد و آنهم در گرماگرم خود ماجرا، مطالبی به عنوان "بمباردمان تانکر ها توسط ناتو ــ ماموریتی برای صلح!!!" و "ماجرای تانکرها و اتمام حجت "آلمانی" در (بابا) به نشر رسیده که طی آن، راجع به چند و چون مسئله، به تفصیل صحبت بعمل آمده است.

گزارشی که همین امروز در اینخصوص به مطبوعات راه یافته و حاکی از برکناری دو مقام بلند پایه آلمانی میباشد،  رویهمرفته خود تأییدی است بر تحلیل ها و موضعگیری های نامبرده قبلی؛  اینک برای نشاندادن همین نکته، ایجاب می نماید که بر همین تحول تازه یا "زلزله سیاسی برلین"، آنچنان که در مطبوعات انعکاس یافته و نامگذاری گردیده است، عطف توجه نموده و ارتباط آنرا با همان "ماجرای تانکرها" در کندز، به اختصار مرور نماییم:

برکناری بلند پایه ترین مقام نظامی در ارتش، یعنی مفتش عمومی ارتش آقای ژنرالWolfgang Schneiderhan   و مقام  سیاسی دوم در خود وزارت دفاع آقای Peter Wichert  به یک گزارش محرمانه ای در رابطه با "ماجرای تانکرها"  نسبت داده میشود که تا همین اکنون، پنهان نگهداشته شده بود!

متن همین گزارش محرمانه البته هنوز افشا نگردیده و قرار است که به زودی، در معرض اطلاع فراکسیون های سیاسی در پارلمان آلمان قرار گیرد. از موجودیت یک چنین گزارشی که نه تنها از چشم فراکسیون های پارلمانی، که از انظار مردم آلمان نیز پنهان نگهداشته شده بود، از قرار معلوم ابتدا یکی از روزنامه های آلمان بنام Bild  خبر داد که این موضوع، اگر از یک جهت موجب نارضایتی شدید رهبر فراکسیون پارلمانی حزب بر سر اقتدار دموکرات مسیحی گردید، از طرف دیگر باعث گردیده است که مقام های بلند پایه ارتش و وزارت دفاع این کشور، از وظایف شان سبکدوش گردند!

پنهان نگهداشتن همین گزارش محرمانه ظاهرا بخاطری بوده که محتوی آن، واقعیت ماجرای تانکرها در کندز و نقش سیاست رسمی این کشور را، برخلاف سناریوی علنی، برملا میسازد. مقامات رسمی مختلف آلمان و در رأس همه، وزیر سابق دفاع آقایJung  Franz Josef  که اینک در کابینه ائتلافی جدید، سمت وزارت کار را دارد، همواره کشته شدن مردم بیگناه و غیر نظامی در ماجرای تانکر ها در کندز را، به شدت انکار نموده بودند!

وزیر دفاع وقت آلمان، نه تنها کشته شدن مردم عادی در همین ماجرای تانکر ها را بی شرمانه و مکررا انکار می نمود، بلکه در طول مدت کار خودش بعنوان وزیر دفاع، همواره لجوجانه ابا می ورزید که لفظ "جنگ" در افغانستان را به زبان آورد! وی با یک چنین موضعگیری ای، نه تنها قتل و کشتار های ارتش های اشغالگر امپریالیستی در افغانستان، از جمله نقش واقعی ارتش آلمان را، وارونه جلوه داده و بدینسان تحریف واقعیت می نمود، بلکه همچنان آگاهانه و با یک بی شرمی باورنکردنی، به چشم مردم آلمان هم خاک پاشیده و بی محابا و بی هیچ ملاحظه ای، دروغ میگفت!

تبلیغات، دروغ ها و موضعگیری های همین مقام بلند پایه سیاست حاکم در آلمان، از جهتی هم مصداق همان تفکر نابخردانه ماکیاولیستی میباشد که امپریالیست ها آنرا در همه جا پیشه خودشان نموده اند و آن اینکه: هدف، وسیله را توجیه می نماید!

باری، برای "دفاع از امنیت آلمان در هندوکش" یعنی برای تحقق همین هدف اعلام یافته و اهدافی اعلام نیافته، هر وسیله ای گویا مجاز و مشروع میباشد!  باید با سیاه ترین و بدنام ترین عناصر و نیروهای ارتجاع بومی بیگانه پرست در افغانستان، یک جبهه مشترک دموکراسی امپریالیستی ــ جبهه مشترک ضد ترقی، ضد پیشرفت، ضد عدالت اجتماعی و ضد حقوق بشر را بنیان گذاشت؛ برای حمایت از یک حاکمیت ارتجاعی هار و دست نشانده، و از اینطریق تحقق اهداف و نقشه های امپریالیستی، تا جاییکه ممکن است و به هر وسیله ای، بی محابا باید آدم کشت، بمباران نمود و ویران کرد؛  و سرانجام، برای توجیه همه همین اعمال ضد مردمی، تا میتوان و به هر وسیله ای، واقعیت ها را تحریف کرد، دروغ گفت و پنهان کاری نمود!

این منطقی ترین استنباط و نتیجه گیری از نقش عملی و واقعی اشغالگران امپریالیست از جمله ارتش آلمان بویژه در ارتباط با همین "ماجرای تانکرها" در افغانستان میباشد. افشاگری کنونی، و در واقع تدوین همین گزارش محرمانه ای که از موجودیت آن تا ایندم  اذهان عمومی چیزی نمی دانست، بیشتر نتیجه کارکرد همان تضاد های درونی خود جبهه ائتلاف امپریالیستی در افغانستان میباشد؛  بیاد داریم که ناتو در تحت رهبری اشغالگران امریکایی، بلافاصله پس از وقوع ماجرای تانکر ها در کندز، از نقش غیر مسئولانه فرماندار نظامی ارتش آلمان آقای Klein  که دستور بمباران را صادر نموده بود، انتقاد کرده و برخلاف روایت آلمانی ها، اعتراف نموده بود که در همین ماجرا که از نظر نظامی جنگی، هیچگونه الزامی هم برای آن نمیتوانست وجود داشته باشد، به تعداد خیلی زیاد از مردم بیگناه کشته شده اند.

مقامات  سیاسی ــ نظامی آلمان، تا قبل از حدوث ماجرای تانکرها، همواره این ذهنیت را اشاعه می دادند که ارتش آلمان منحصرا به کار بازسازی در افغانستان اشتغال دارد؛ در حالیکه این متحدین امریکایی ایشان هستند، که با توسل به جنگ و پیشبرد عملیات نظامی ایله جار، به تلاش های گویا صلخواهانه آنها صدمه وارد می نمایند!

افشاگری های مقامات امریکایی ناتو، از جهتی هم در همین تضاد ریشه داشته و نمایانگر این واقعیت بود که، تمامی جبهه ائتلاف امپریالیستی در افغانستان، در قتل و کشتار های مردم بیگناه و ویرانی کشور، که مزورانه  زیر نام پیشبرد "جنگ ضد تروریستی"، و دفاع از آزادی، امنیت ــ به زبان جورج بوش، دفاع از ایده آل های دنیای متمدن غرب جریان دارد، مسئولیت مشترک دارند.

"ماجرای تانکرها" در کندز  و اعترافات صریح ناتو، نه تنها به تدوین یک گزارش محرمانه ای که تا ایندم آنرا، از چشم مردم آلمان پنهان نگهداشته بودند میدان داد، بلکه از جهتی هم، موجب بازنگری سیاست تبلیغاتی این کشور گردید؛ طوری که وزیر جدید دفاع این کشور، بمجرد اشغال همین کرسی و دیدار کوتاهی از افغانستان، علنا و برخلاف وزیر جنگ سابق، از شرایط جنگی در افغانستان و نقش ارتش آلمان در آن یادآوری نموده، و بطور ضمنی براین واقعیت صحه گذاشت که، ارتش آلمان هم در درگیری های جنگی و پیشبرد جنگ در افغانستان دخیل میباشد.

از مفاد همین اظهارات که خود بیان یک واقعیت عینی میباشد، البته قبل از همه، خود ارتشیان در آلمان عملا استقبال نمودند؛ آنها بنوبه خودشان، از دروغ پردازی ها، تحریف واقعیت ها و سیاست بازی های مقامات بالایی ناراض بوده و همین نارضایتی خودشان را همواره به شیوه های گوناگونی تبارز داده اند؛  سربازان آلمانی یعنی آنانی که ابزار پیشبرد اهداف و سیاست های جنگی این کشور میباشند، همواره از قتل و کشتار ها، خطر ها و خاطرات خود شان در افغانستان، در هر فرصتی البته به زبان ساده و غیر دیپلوماتیک، صحبت نموده اند.

 استقبال مقامات ارتشی در مجموع از اعتراف ضمنی وزیر جدید دفاع به این واقعیت، که کار و کردار ارتش آلمان به گونه سایر نیروهای ناتو در افغانستان، چیزی غیر از جنگ نمی باشد، بیشتر به این دلیل است که آنها، نه فقط از جنبه فنی مسئله، یعنی از تأمین هزینه گویا نا کافی برای پیشبرد جنگ و عدم دسترسی به سلاح های دلخواه و مورد نیاز خودشان ناراضی میباشند،  بلکه از نظر حقوقی هم، می خواهند گویا مطمئن و فارغ البال باشند؛ چون با قبول و اعتراف به اینکه آنها در افغانستان درگیر جنگ میباشند،  هیچوقتی کسی نمی تواند ایشان را بخاطر عملیات جنگی و کشتار های شان، بنام جنایتکاران جنگی، به پای میز محاکمه بکشاند؛ راز مسئله در همینجا نهفته میباشد!

سیاست رسمی اما با تحریف واقعیت عینی، تا ایندم بر این نکته تکیه داشته و متناسب بدان، تبلیغات خودش را بنیان نموده است که، نقش ارتش آلمان در ذهنیت های عامه، نه بعنوان یک ارتش اشغالگر، که برعکس بمثابه یک ارتش گویا آزادیبخش با ماموریتی انسانی برای صلح، امنیت، ثبات، دموکراسی، بازسازی و حاکمیت قانون قبول گردد، و آنهم البته با حمایت و پشتیبانی عملی، مستقیم و بیدریغ از  کثیف ترین، فاسد ترین و ارتجاعی ترین نیروهای شناخته شده و بدنام جامعه افغانستان؛ سیاستی مزورانه و ضد بشری که گذشته از همه، همین ماجرای تانکرها بنوبه خودش، مضمون حقیقی آنرا برملا، و براین زمینه، سیمای سیاستگران امپریالیسم را هم بیش از پیش بیرحمانه افشا میسازد!

 

                                                                                                                                           ــ بابا ــ

                                                                                                                                           26 نوامبر 2009

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــ

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu