www.baaba.eu

 

 

حمام خون در فلوجه!

 

از تجاوز امپرياليست هاي امريكايي و متحدين شان به عراق و سقوط رژيم خودكامه و مستبد صدام تا ايندم، عراق و رويداد هاي اسف برانگيز آن، در صدر وقايع و اتفاقات روزمره جهاني قرار دارند؛  هيچ روزي نبوده است كه در آن، از پيگرد و كشتار عراقيان توسط اشغالگران امپرياليست، از بمباردمان مناطق مسكوني كه در آن، بسياري از مردمان عادي و بيگناه كشته ميشوند؛  از تهاجمات غافلگيرانه بر قواي اشغالگر بدست نيرو هاي مقاومت، از گروگان گيري هاي مشمئز كننده و ديگر عمليات انتحاري تروريست ها كه همچنان از مردم عادي در كوچه و خيابان قرباني ميگيرند، خبري و موضوعي در مطبوعات و ديگر وسايل ارتباط جمعي جهاني نبوده باشد.

بعضا براي سركوب مخالفين كه بنا به ادعاي امريكايي ها، جمعي تروريست بايد باشند، يك شهر با تمام ساكنين آن در معرض محاصره و سركوب قرار ميگيرد!  محاصره و سركوب فلوجه، سمره، رمادي، كربلا، نجف، موصل… و بازهم فلوجه،  نمونه هاي گويايي از اعمال يك قهر ضد بشري و يك سياست جنايتكارانه امپرياليستي را بازگو مي دارند.

محاصره و سركوب اخير در فلوجه، نه آنچنان كه اشغالگران امريكايي مدعي ميباشند، جنگي بود براي سركوب تروريست هاي اسلامي گرد آمده بدور زرقاوي تروريست اردني، بلكه برعكس جنگي تمام عيار عليه قاطبه ساكنين بيگناه و بي دفاع يك شهر، كه از كودكان تا زنان و مردان، و از پير تا جوان، قربانيان آن ميباشند!

هزاران هزار نيروي مهاجم امريكايي با همسويي سربازان دولت دست نشانده عراق كه با مدرن ترين تجهيزات سنگين نظامي آماده شده بودند، از هر سمت و از زمين و آسمان بر مردم بي پناه فلوجه آتش گشودند؛  در اين تهاجم گسترده كه بلاخره به شكل جنگ خانه به خانه در هر كوچه و خيابان در آمده و براي روز هاي متوالي ادامه يافت، كوچكترين حركت و تپش هر زنده جاني، با شدت و بربريت بي مانند، سركوب گرديد. با اين وجود، اين فقط زرقاوي تروريست و همراهانش بودند كه، به اعتراف خود امريكايي ها، گويا توانستند زنده و سالم فرار نمايند؟!  ولي فلوجه در عرض دو هفته، بمعناي واقعي كلمه به حمام خون مبدل گرديد!!!

در همچو عمليات محاصره و سركوب، به باور اشغالگران امپرياليست البته، وقوع تلفات در ميان مردم عادي اجتناب ناپذير ميباشد، زيرا از يكطرف، تروريست ها آگاهانه در مناطق مسكوني و در ميان مردم مآوا گزيده، و از سوي ديگر، در انظار اين مهاجمين، بلاخره مردم عراق همه داراي قيافه ها و چهره هاي مشابه و يكسان ميباشند!  بنابرين نمي شود ميان زرقاوي و غير زرقاوي، تفاوتي تشخيص كرد!

نه خانه هاي مسكوني در فلوجه درامان ماندند، نه بيمارستان و نه مساجد؛  دشمن ـ اصطلاحي كه امريكايي ها در عراق و افغانستان اشغالي، بر مخالفين شان اطلاق مينمايند! ـ  هردم و در هر جايي، بايد بيدريغ مورد پيگرد، شكار و سركوب قرار مي گرفت.

در قتل عام مردم فلوجه، نه كنوانسيون بين المللي در خصوص اسرا و مجروحين جنگي رعايت شد، بطور مثال قتل اسير زخمي عراقي بدست سرباز امريكايي كه جهانيان همه، تصادفا تصوير زنده اين صحنه را مشاهده نموده اند، و نه به ميثاق جهاني حقوق بشر توجه اي!  هيچ سازمان يا نهاد شناخته شده مثل صليب سرخ بين المللي، جهت وارسي همچو مواردي، اجازه ورود به فلوجه را نداشت؛  هر آنچه در فلوجه اتفاق مي افتاد، بايد در هاله اي از ابهام و بدور از انظار عمومي جهاني باقي ميماند!

رقم كشته شدگان فلوجه را خود امريكايي ها، بيش از دوهزار نفر محاسبه نمودند كه همه بايد مخالفين جنگي و تروريست بوده باشند كه شانس نداشتند گويا همانند زرقاوي و يارانش از حلقه تنگ محاصره فرار نمايند!  اين رقم با توجه به كاربرد شيوه هاي سركوب فلوجه از زمين و آسمان، و قساوت هاي مهاجمين اشغالگر، و با در نظرداشت نبود يك منبع مستقل خبر رساني، به شدت مورد سوال ميباشد.  علاوتا و از آنجاييكه كشته شدگان در فلوجه، نه آنچنان كه امريكايي ها اذعان مينمايند، فقط محدود به تروريست ها و نيرو هاي مقاومت، بلكه تمامي مردم غير نظامي در شهر را نيز شامل ميگردد، بنابرين ميشود حدس زد كه رقم حقيقي بمراتب بيشتر از رقم اعلام شده توسط امريكايي ها بايد باشد!  چون گذشته از هزاران هزار ساكنين فلوجه كه قبل از تهاجم، شهر را ترك نمودند، هنوز هم بيش از صد هزار از شهريان عادي در اثناي جنگ، در محاصره فلوجه قرار داشتند.

قتل عام مردم فلوجه، يكبارديگر بر جايگاه واقعي حقوق بشر در تئوري و عمل امپرياليستي تاُكيد نموده و بدينسان بازهم نمونه تازه و ماندگاري، بر تومار دور بدراز جنايت عليه بشريت توسط امپرياليست هاي امريكايي علاوه گرديد!

كشتار دسته جمعي مردم فلوجه، ماجرايي بود خونين و غم انگيز كه جهانيان مي بايست، صحنه هاي آنرا همه روزه، فقط با چشمان بهت زده و حيران، در صفحات تلويزيون مشاهده مي نمودند!

نه سازمان ملل و شوراي امنيتي وجود داشت كه به اين تراژيدي رسيدگي نمايد، و نه هم هيچ كشور متمدن با رهبران گويا دموكرات  و طرفدار حقوق بشر، لب به اعتراض گشودند!

هيچ كسي از آقاي جورج. دبليو. بوش و سياست بازان امپراتوري نوين امريكا نپرسيد كه مردم مظلوم و بيدفاع عراق به چه تعدادي بايد هنوز كشته بدهند، تا عطش سيري ناپذير براي نفت و عظمت طلبي امپرياليسم اشغالگر امريكا در منطقه و جهان بلاخره سيراب گردد؟!  اگر نه دروغ هاي افتضاح آفرين آقايان بوش و بليربراي تجاوز به عراق، و نه شعار هاي كذايي امپرياليست ها پيرامون حقوق بشر، آزادي، امنيت و دموكراسي… پس چه بهانه هاي ديگري ميتوانند مطلقا، جنايات شان عليه بشريت و از جمله، قتل عام مردم فلوجه را توجيه نمايند؟!

كشتار سيتماتيك يك ملت، غارت منابع، بخاك يكسان نمودن آبادي ها و ويراني بنيان هاي اساسي زندگي… و بلاخره اجبار آن براي انقياد و تسليم را، نه به هيچ بهانه اي ميشود توجيه نمود، و نه هم با هيچ زور، جبروت و جنايت بربرمنشانه اي عملي؛

تحريف واقعيت هاي عيني و قلب ماهيت مقاومت توده هاي مردم در برابر تجاوز، زورگويي و انقياد، و انتساب اين مقاومت كلا به جمعي از تروريست هاي اسلامي از درون و بيرون عراق، بخودي خود تلاشي است مذبوحانه و دروغي ميباشد رسوا، كه جريان رويداد هاي واقعي عراق بر آن مهر بطلان كوبيده، طوريكه تاريخ هم بر آن قضاوت خواهد نمود!

مبارزه ضد امپرياليستي، مقاومت در برابر اشغال و انقياد و تحقق آرمان والاي آزادي، يك حركت شعوري و آگاهانه، و يك نهضت انقلابي ملي و مردمي ميباشد، نه كار يك مجموعه تروريستي، آنچنان كه اشغالگران امريكايي، براي قلب ماهيت مقاومت آزاديخواهانه مردم عراق و تخطئه آن، و به هدف گمراه نمودن اذهان عمومي جهاني، پيوسته تبليغ مي نمايند!  اين نه تروريست هاي اسلامي و نه پيروان بعثي صدام حسين، ديكتاتور مستبد و خون آشام عراق، بلكه خود توده هاي ستمديده مردم اين كشور هستند كه براي آزادي، و در يك كلام براي حق تعيين سرنوشت خويش، آهنگ مقاومت نموده اند!

تقابل قواي اشغالگر و نيروي مقاومت آزاديخواهانه در عراق كه در عالي ترين شكل آن، يعني در يك مصاف خونين نظامي تجسم مييابد، نه منحصر به يك جماعت، يك قوم، و يك ديانت ميگردد، و نه هم محدود به يك ناحيه، يك شهر و يك منطقه؛  اين رويارويي جنگي، مظهر تخاصم خونين ملت عراق در مجموع، با اراده اشغالگر است كه خيال واهي انقياد شانرا در خود مي پروراند!

از سوي ديگر، اگر خواست و آرمان والاي استقلال، آزادي و عدالت اجتماعي، و ضرورت مقاومت در برابر تهاجم و اشغال، حضور در سنگر نبرد رهايي بخش و آمادگي براي هر قرباني اي را اجتناب ناپذير ميسازد؛ لازمه پيشبرد پيروزمند همين مقاومت و كاهش در ميزان تلفات احتمالي آن، عميقا به گزينش سياست ها و تاكتيك هاي حساب شده رزمي در تمامي عرصه ها بستگي مي يابد، كه مردم مقاوم عراق و همه رزمندگان راه آزادي، بلاخره بر زمينه همين كشتار عام در فلوجه، و درس هاي استخراجي از آن، بايد بدان توجه نموده باشند!

بدون يك استراتژي همگاني، همآهنگ و رهگشا كه نيروهاي متفرق مقاومت را به گرد اهداف آني، مقطعي و درازمدت نبرد آزاديبخش، بهم پيوند زده و بر ذهن و عمل شان، نظارت و كنترول داشته باشد، هر ايثار، جانبازي و مقاومت پرشور جنگي، نهايتا نه فقط بعلت نبود يك تعادل استراتژيك نظامي ـ سياسي با دشمنان تا بدندان مسلح، سركوب خواهد شد، كه گذشته از همه، همين وقايع خونين خود فلوجه، بيان گوياي آن ميباشند!

اگر امپرياليست هاي اشغالگر، براي بدنام كردن مقاومت برحق ملت عراق و اغواي اذهان عامه جهاني، به دروغ، توطئه و تبليغات عوامفريبانه متوسل شده، و اين مقاومت را با استناد به ماجراجويي هاي تروريست هاي اسلامي مثل گروگانگيري، سربري وغيره، مهر تروريستي مي زنند، جنبش مقاومت مردم عراق هم مي بايد با موضعگيري و اتخاذ يك سياست فعال تبليغي و برقراري پيوند هاي عملي با متحدين انترناسيوناليستي شان در همه جا، واقعيت اوضاع و رويداد هاي عراق را همواره به اطلاع جهانيان رسانيده و بدينوسيله، مانع آن گردد كه هم امپرياليست هاي اشغالگر، و هم تروريست هاي اسلامي و بعثي، مقاومت برحق و عادلانه شان را بدنام و قلب ماهيت نمايند.  مبارزه و مقاومت آزاديخواهانه مردم عراق برحق است و بنابرين، بشريت مترقي، صلحد.ست و آزاديخواه جهان، در كنار مردم ستمديده عراق ايستاده و از امر عادلانه شان حمايت مي نمايند!

 

                                                                         جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان

 

 

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu