www.baaba.eu

 

 

 

فلسطین ــ قلبی خونچکان در خاورمیانه!

 

کشتار بی رحمانه جمعی مردم ستمدیده و بی پناه فلسطینی بدست آدمکشان بر سر اقتدار در اسرائیل که از یک هفته بدینسو با یک شدت و حدت بی سابقه ای ادامه دارد، اینک امروز 4 جنوری 2009 ، وارد مرحله بمراتب حساس تر خودش میگردد؛  نیروهای زمینی ارتش اسرائیل که توسط هلیکوپتر ها از فضا؛ و با آتش توپخانه، و نیروی دریایی این کشور حمایت میگردند، بنا به گزارشات خبری، امروز عملا وارد سرزمین فلسطین در نوار غزه گردیده، و این شهر را به سه قسمت مجزا و جدا از هم تقسیم، و در تحت کنترول خود شان درآورده اند!

حملات بی وقفه هواپیما های بمب افگن F-16   اسرائیلی به غزه که بتاریخ 27 دسمبر 2008 آغاز یافت، طی چند روز متوالی صد ها کشته و صد ها زخمی بجا گذاشته است؛ آغاز تهاجم اسرائیل به غزه و آنهم پس از یک آتش بس 6 ماهه، در واقع بازگو کننده همان پیام همیشگی صهیونیستی بمردم مقاوم فلسطین میباشد، که از زمان پیدایش همین غده سرطانی در قلب خاورمیانه تا ایندم، در هر فرصتی و بذرایع گوناگون گوشزد میگردد، و آن عبارت از ناگزیری انقیاد، تسلیم، و زانو زدن در برابر  منطق زورگویی، تجاوز و اشغال اسرائیلی میباشد، که اشغالگران صهیونیستی هم، به چیزی کمتر از آن بسنده نمیکنند!

بیش از 500 کشته، 2500 زخمی؛ تخریب منازل مسکونی و دیگر اماکن و موسسات دولتی و غیر دولتی؛ انهدام ساختارهای زیربنایی اقتصادی، آموزشی، امنیتی، و حتی مذهبی مردم، بیلانس یک هفته قتل عام و ویرانگری متجاوزین اسرائیلی تا آغاز پیشروی زمینی در قلب سرزمین فلسطینی غزه میباشد که همین امروز آغاز گردیده است. گزارشات خبری حاکی از آنست که بیشترین قربانیان همین بمباران های هوایی را تا کنون، عمدتا زنان، کودکان خردسال و بیدفاع فلسطینی میسازند! با آغاز پیشروی نیرو های زمینی ارتش اشغالگر اسرائیل به غزه، که خطر جنگ خانه بخانه را در قفا دارد، احتمال کشتار های بی شمار مردمان عادی و بیدفاع هم بمراتب افزایش مییابد.

انگیزه آغاز این تهاجم و کشتار وحشیانه بدست صهیونیست های اسرائیلی، ظاهرا همان راکت زنی های ایله جار گروه اسلامی حماس، به داخل اسرائیل در آنسوی دیوار انفصال راسیستی صهیونیستی قلمداد میگردد!

با همین بهانه است که کشتار وحشیانه زنان، کودکان، و باقی مردم بیگناه فلسطین توسط نیروهای متجاوز اسرائیل توجیه، و توسط ارباب امپریالیستی اش ــ امپریالیسم امریکا ــ  آشکارا حمایت و پشتیبانی سیاسی و معنوی میگردد!

با همین بهانه است که اربابان امپریالیستی جهان به اصطلاح آزاد ــ اتحادیه اروپا ــ قتل عام بربرمنشانه و انهدام آبادی های فلسطین بدست اسرائیل را، یک اقدام گویا تلافی جویانه ارزیابی نموده، و طرفین را به خویشتن داری فرا می خوانند!

با همین بهانه است که نهاد های خادم امپریالیسم از جمله سازمان ملل، و آنهم تحت تأثیر مستقیم امریکا، بخاطر کشتارهای بیرحمانه یک ملت مظلوم که وجدان بیدار هر انسان شرافتمند و بشردوست را سخت میآزارد،  حتی از صدور یک قطعنامه صوری اخلاقی هم عاجز مانده، و به این اکتفا می نمایند که، اعمال قتل و کشتار توسط جنایتکاران اسرائیلی، می بایست متناسب با عملکرد های جانب مقابل باشد!

در این میان سران مرتجع عرب که در توطئه و سازش بر سرنوشت خلق فلسطین و کشتار آن، دست کمی از آدمکشان اسرائیلی نداشته اند، اینبار هم بر همان روال همیشگی، "باحزم و احتیاط" و تقبیح های عوامفریب خویش، بزدلانه کشتارهای کنونی همین خلق را نظاره، و بدینسان میخواهند گویا از امنیت و ثبات در کشور های خودشان نگهداری بعمل آورند!  دیدار وزیر خارجه اسرائیل با حسنی مبارک رئیس جمهوری مصر که متعاقب آن، بلافاصله حمله اسرائیل به غزه آغاز یافت، در حد خودش مدرکی برای اثبات همین مدعا میباشد!

جالب تر اینکه رهبران سازشکار فلسطینی، که بقای خودشان در مسند حکومت به اصطلاح خودگردان فلسطین را مرهون معامله های اسارتبار با اسرائیل و اربابان حمایتگرش میباشند، تیشه خونچکان اسرائیلی ها را دسته شده و به زبان حال خودشان، عملکرد های خودسرانه حماس را مسئول تهاجم افسارگسیخته اسرائیل به غزه میدانند!!!

اما واقعیت اینست که سرکوب و کشتار مردم فلسطین بدست اشغالگران اسرائیلی و غصب سرزمین های شان، و بالطبع مقاومت و جانبازی های خستگی ناپذیر همین مردم سلحشور و تسلیم ناپذیر، سابقه ای چندین دهه دارد، که از همان آوان پیدایش موجودی عجیب الخلقه بنام دولت اسرائیل در 1948  سده گذشته، و پیشتر آز آن، بلاوقفه تا ایندم ادامه داشته است.

اینست که بدرازای زندگانی چند نسل از همین مردم مظلوم و قهرمان، تراژیدی خونبار فلسطین بعنوان قلب همیشه خونچکان در خاورمیانه، ثبت دفتر ماندگار تاریخ میگردد.

باری، تمسک کنونی اسرائیل به شرعیت حق دفاع از خود، و به همینسان توجیهات حامیان امپریالیستی اش، سیاستی میباشد حسابگرانه برای اغوای اذهان عمومی؛ با همین بهانه است که آنها تجاوز به سرزمین فلسطین و اشغال آنرا تا سطح یک اقدام تلافی جویانه تقلیل بخشیده و در نتیجه، قتل عام یک خلق و انهدام ارکان اساسی زندگی آنرا، پاسخی قلمداد می نمایند به راکت زنی های حماس و آنهم با تأثیراتی بسیار ناچیز!

تجاوز به غزه که مقدمات آن از ماه ها قبل تدارک دیده شده بود؛ و کشتار وحشیانه مردم بیگناه در آنجا، قبل از همه نمایانگر خصلت حقیقی اسرائیل بعنوان یک دولت صهیونیستی، جنگ طلب، زورگو، و غاصبگر میباشد. اسرائیل از بدو پیدایش خودش تا اکنون همواره کوشیده است تا بیاری حامیان امپریالیستی خودش، به اهداف و مقاصد سلطه گرانه در منطقه، چه از طریق جنگ، اعمال زور، و کشتار های بیدریغ، و چه هم با گزینش یک دیپلوماسی مزورانه مثل تحمیل قراردادهای خفت آور به اصطلاح صلح بر اعراب از آن جمله "کامب دیوید" ، "اسلو" و "نقشه راه"، دسترسی پیدا نماید.

قصد اصلی تجاوز کنونی به غزه و اشغال آن، نه گوشمالی دادن به حماس و تنبیه آن، بلکه نابودی حماس است؛ چنانچه این هدف به هر دلیلی برآورده نشود، حداقل اسرائیل می خواهد تا از طریق یک سرکوب وحشیانه جمعی، نه تنها حماس را از نظر تکنیکی جنگی، به یک موجودی کاملا بی خطر مبدل سازد، بلکه با کشتار های لجام گسیخته و ویرانی های بی شمار، پایه اجتماعی حماس، یعنی توده های فلسطینی در غزه  را هم شدیدا مجازات، و  براین مبنا با ایجاد یک فضای ترس و رعب، به نفاق، و اشاعه روحیه تسلیم طلبی و انقیاد در میان شان، میدان دهد.

اسرائیل می کوشد، معادله سیاسی فلسطینی، یعنی موازنه قدرت در کل سرزمین فلسطین را، به نفع رقیب معامله گر حماس ــ همان حکومت خودگردان فلسطینی به رهبری محمود عباس ــ  تغییر، و از اینطریق، به هدف استراتژیک خودش در وجود یک دولت فلسطینی سازشکار  و منقاد اسرائیل، جامه عمل بپوشاند؛ اما اینها همه از جمله طرح ها و  محاسبه هایی هستند که در امتداد زمان، مشغله ذهنی و عملی استیلا گران اسرائیلی را ساخته، و در هر فرصتی، بگونه مشخصی متبارز گردیده اند.

 البته در پاسخ به همه اینهاست که مقاومت قهرمانانه خلق تحت ستم فلسطین هم بعنوان یک جبر مادی تاریخی، قد برافراشته؛ همواره و در بحرانی ترین لحظات پر از مخاطره و تهلکه، ظرفیت مبارزاتی چشمگیر خودشان را در بوته آزمون تاریخ قرا داده؛ و سرانجام هر توطئه و نقشه عمل استیلاگرانه اسرائیلی و امپریالیستی را هم، به شیوه مناسب خودشان خنثی نموده اند!  

پس سرکوب و مقاومت در قبال آن، آن انتاگونیسم خونینی است که نه تنها پیشینه تاریخی و موقعیت کنونی مردم وفاشعار فلسطین را قابل فهم میسازد، بلکه چگونگی برخورد به همین کشاکش خونین، و حل منطقی و عادلانه همین تضاد است که، نه فقط پایان این تراژیدی، بل دورنمای امیدبخش یک زندگی با وقار توأم با صلح، امنیت، برادری و برابری خلقهای زحمتکش فلسطینی و یهودی را پیشاپیش در چشم انداز هر انسان آزادیخواه و صلحدوست قرار میدهد.

 از این منظر است که مقاومت خلق قهرمان فلسطین در قبال سیاست سرکوب و استیلای اسرائیلی و توطئه های حامیان امپریالیستی اش؛ و حق همین مردم  تحت ستم در تعیین سرنوشت شان بدست خودشان، مایه احترام و تقدیر، و  مورد تأیید و پشتیبانی تمامی مردمان آزادیخواه و صلحدوست جهان میباشد!

 

(بابا)

 

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu