www.baaba.eu

 

 

اطلاعیه

جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع

 

"جبهه…"  که اینک یکسال و اندی از فعالیت مبارزاتی آن میگذرد، از همان شکل نخستین خود در هیئت "کمیته تدارک…" تا ایندم، با گام های هرچند فشرده، بطی و ناکامل، مگر مصممانه و استوار ادامه داده بگونه ایکه این مسیر کوتاه مبارزاتی، بدون دستآورد هم نبوده است.  اسناد و مدارک رسمی منتشره  و فعالیت عملی این جریان جوان سیاسی طی اکسیون ها و مناسباتی چند در مجموع، اگر در حد مقتضی نبوده است، اما مواضع سیاسی اصولی اش را بعنوان یک نهاد رزمنده دموکراتیک انقلابی با مرزبندی های شفاف و قاطع ضد امپریالیستی و ضد ارتجاعی بخوبی ترسیم میدارند.

اطلاعیه کنونی اما، اساسا نه دستآورد های هرچند ناچیز و مواضع اصولی متمایز، بلکه آن جنبه هایی از فعالیت "جبهه…" را نشانه میگیرد، که نمایانگر چگونگی کارکرد تضاد های درونی و انعکاس عملی آن در پیشبرد امر مبارزه میباشد.  بدین معنا که "جبهه…"  نه فقط یکجانبه بر جوانب مثبت مبارزه خود، بلکه بعنوان یک اصل انصراف ناپذیر مبارزه انقلابی، همچنان بر ضرورت نشانی ضعف ها، محدودیت ها و بویژه  انحرافات اصولی ایکه  بازتاب عملکرد تضاد های درونی آن باشند، تأکید میدارد.

از آنجاییکه تلاش برای حل تضاد های درونی و براین مبنا،  زدودن موانع دست و پاگیر عملی در پیشبرد امر مبارزه "جبهه…" با توسل به شیوه های اصولی متعارف  در درون "جبهه…" متأسفانه بجایی نرسید، زیرا عده ای بدلیل گیر کردن مچ دست شان، عرصه پیشبرد یک مبارزه اصولی را  برای خویش تنگ یافته و در نتیجه، با عدول از اصول انقلابی و زیر پاگذاردن موازین تشکیلاتی،  به کارشکنی، خرده کاری، محفل بازی  و سرانجام انحلال طلبی گراییدند، بنابراین در همچو حالتی، مبارزه علنی در قبال چنین شیوه های منفی، آن محمل عملی ایست که با اتکا بدان میبایست مبارزه اصولی را به پیش راند.  اتخاذ این سیاست رویهمرفته دو هدف اساسی را نشانه میگیرد:

۱ــ  پیشبرد مبارزه انقلابی ضد امپریالیستی و ضد ارتجاعی نمیتواند و تحت هیچ شرایطی، جدا از مبارزه اصولی و قاطع علیه اپورتونیسم و انارشیسم در تمامی جلوه ها و مظاهر آن باشد.  یک چنین مبارزه ای چه در تئوری و چه در عمل، چنانچه تاریخ گواهی میدهد، نه تنها صفوف انقلابیون راستین و شرافتمند را پاکیزه نگهمیدارد، بلکه ممد  وحدت اصولی، استحکام تشکیلاتی و در نتیجه، قوت عملی مبارزاتی یک جریان جدی سیاسی هم میگردد.

۲ــ  مبارزه درونی در یک تشکیلات انقلابی، چنانچه وجهه بارزش توسل به حیله، خدعه و توطئه گردد، پادزهر لازم و اصولی آن نهایتا، همانا علانیت و تمکین بلاانصراف به آراء  و قضاوت مردم میباشد.  با این معیار است که سرانجام خوب و بد، صحیح  و سقیم، اصولی و غیر اصولی، جایگاه  متناسب خودش را می یابد ــ  بمصداق سخن معروف  بار کج هیچوقت بمنزل نمی رسد.

بتأسی از همین سیاست اصولی میباشد که "جبهه..."  در موجودیت دو ارگان رهبری خود ــ کمیته فرهنگی و نشراتی  و کمیته ملی و بین المللی ــ  در نشست تاریخی ۲۳  نوامبر ۲۰۰۲، موارد آتی را که حاکی از روند  رویداد های درونی "جبهه..."  و اتخاذ مواضع رسمی در قبال آن میباشد، به اتفاق آراء  تصویب و اینک بغرض آگاهی عمومی به نشر می سپارد:

ــ "جبهه..." چنانچه تذکار یافت، نمود تکاملی "کمیته تدارک ضد تهاجم امپریالیستی به افغانستان"  برحسب الزامات حاکی از سیر عملی رخداد های یکسال قبل جامعه میباشد.  با این وجود، تبیین قانونمندی این تکامل در پلتفرمی که برنامه مبارزاتی هر تشکل چه بسا انقلابی را تداعی نماید، درج تگردید، زیرا "جبهه..." با گذشت یکسال، عملا از داشتن یک چنین پلتفرمی بدلایلی چند محروم ماند. " طرح" های پیشنهادی متعددی که دیدگاه ها و مواضع نیروهای درون "جبهه..." را بازتاب نمایند، نتوانستند آن قاسم مشترکی را ارائه نمایند که برمحور آن، وحدت سیاسی درونی نیروهای های گردآمده  در "جبهه..."  کامل گردد. ( ۱ )

بنابراین فعالیت عملی "جبهه..." تا ایندم، با اتکا عملی بر معیار کلی مبارزه  ضد امپریالیستی و ضد ارتجاعی و اساسنامه تشکیلاتی آن ــ اساسنامه "جبهه..." ــ ادامه داشته است.

ــ  آنچه که مبارزه سیاسی درونی "جبهه..." را  از مجرای اصولی آن منحرف ساخت، توسل عده ای در  "جبهه..." به گزینش اسالیب غیر مجاز  در مبارزه انقلابی مثل روی آوردن به دروغ، جعلکاری  و توطئه میباشد که دو بولتن خبری بویژه  بلتن شماره  دوم، تبلور گویای آن میباشند.  شرح دقیق این ماجرا  و نقد بر آن، طی یک سند درونی به عنوان "ادعا ها  و  واقعیت ها"  در دسترس اعضا  و  مسئولین "جبهه..."  قرار گرفته است. ( ۲ )

ــ  مشکل جدی دیگری که مانع پیشرفت عملی کار "جبهه..."  بوده است، تلاش فردی برای پیوستن به "جبهه..." میباشد که کار عضویتش با اساسنامه رسمی "جبهه..." منافات داشت.  شخص مزبور در دوران حاکمیت ارتجاع جهادی، باید کارمند سفارت افغانستان در ماسکو بوده باشد!

بمجرد اقدام به وارسی این موضوع چه از طریق سلسله مراتب تشکیلاتی  و چه در جلسه عمومی، مرزبندی های درونی "جبهه..." بازهم مشخص تر گردید، چنانچه کسانی ضمن چسپیدن بر تعلقات قومی و با یک شعبده بازی رسوا، دیگران را به شئونیسم  و ضدیت با یک ملیت تحت ستم متهم ساختند!!!

آنها با یک چنین اسلوب ناشایست و ابزار رنگ باخته،  نه تنها از شخص مزبور  و سابقه سیاسی وی بدفاع برخاستند، که اصول سیاست انقلابی، از جمله اهداف سیاسی و موازین تشکیلاتی خود "جبهه..." را نیز زیر پا گذاردند.

 اساسنامه "جبهه..." در فصل سوم، زیر عنوان عضویت در "جبهه..."  قید می نماید که:

الف ــ  هر فرد غیر وابسته به امپریالیسم و ارتجاع، در صورتیکه پلتفرم و اساسنامه "جبهه..." را قبول  و در جهت تحقق اهداف آن فعالانه مبارزه نماید، میتواند عضو "جبهه..." گردد.

ب ــ  وطنفروشان و جمله خاینین بوطن مانند افراد "خلقی" ، پرجمی، جهادی، طالبی و دیگر نوکران  و وابستگان امپریالیسم نمیتوانند عضویت "جبهه..."  را حاصل نمایند.

در فصل دوم، زیر عنوان اهداف و  وظایف ــ  بند   د   می خوانیم:

د  ــ  مطالبه پیگیر جهت محاکمه تمام  خاینین ملی  و جنایتکاران ( خلقی، پرچمی، جهادی، طالبی  و تشکیل دهندگان  دولت مزدور فعلی )  در دادگاه عادلانه مردمی.

باری،  آنها با یک نمایش مضحک و دفاع طلبی قومی ارتجاعی،  نه تنها روح اساسنامه  و فلسفه وجودی "جبهه..." را  عمیقا مخدوش نمودند، که مبارزه سیاسی در یک تشکل انقلابی را هم، قربانی ذوق، سلیقه  و منافع فردی و قومی خود ساختند.

ــ  برای اتهام شئونیسم  و ضدیت با این ملیت و آن ملیت، هیچ مبنای عملی و هیچ عامل ذهنی و عینی وجود نداشته و ندارد. صاف و پوست کنده ، این یک اتهام پوچ  و ناروا  میباشد.

ممکن نیست که در یک تشکل مبارز انقلابی، جایی برای شئونیسم  و دفاع طلبی قومی، نژادی  و... وجود داشته باشد.  بنابراین  نمیتوان هیچ فرد و افرادی از  این تشکل را  بخاطر انتقادهای اصولی جدی  از اعمال ناشایست  و غیر انقلابی مثل دروغ، جعلکاری  و توطئه  و یا تطبیق اصول اساسنامه  در باره  عضویت در "جبهه..." ، خیره سرانه  و بدون احساس کوچکترین مسئولیت انقلابی، به شئونیسم متهم ساخت. ( ۳ )  این شیوه  نه اینکه مصداق اثبات تعلق دروغین به یک ملیت تحت ستم نمی تواند باشد،  که برعکس نمونه ای گویا از یک دفاع طلبی قومی بغایت ارتجاعی را  نیز به نمایش میگذارد.

کارکرد عملی یک چنین نگرشی، اگر در اوضاع  و رویداد های خانمانسوز افغانستان  در میخ به سرکوبیدن ها، زنده بگور کردن ها ... و بالآخره  هتک حرمت پرچمداران شناخته شده ارتجاعی از  هر گروه  و تباری  رونما گردید،  دنباله همین سیاست  در عملکردهای ادامه دهندگان و مروجین رسوای آن در شرایط خارج کشور در اروپا، همانا  در پراگندن بذر نفاق، مکدر ساختن علابق میان هم میهنان، و آسیب رسانی به مبارزه  و  صفوف انقلابیون  متجلی میگردد.  این در یک کلام، جزء  آب ریختن به آسیاب  ارتجاع  معنای دیگری نمیدهد.

"جبهه..."  ضمن مرزبندی قاطع با همچو بینش ها و اسالیب نابخردانه  و غیر انقلابی و نکوهش مروجین بدسگال آن از هر ملیت و تباری که باشند، یکباردیگر در اینجا بر ضرورت پابندی به اصول اساسنامه  خود تأکید نموده  و عضویت در "جبهه..."  را  علاوه بر موازین دیگر سیاسی تشکیلاتی،  به قبول اصول آتی  و رعایت عملی آن مربوط میداند.

اساسنامه "جبهه..." در فصل دوم، زیر عنوان اهداف و وظایف قید می نماید:

ج ــ  مبارزه در جهت تأمین و تحکیم وحدت داوطلبانه ملی همه اقوام و ملیت های ساکن کشور برمبنای تساوی حقوق، افشا  و طرد هرگونه گرایشات تفوق جویانه نژادی، قومی، ملی، مذهبی و زبانی؛  اصل رهنما در این راستا، اعتقاد به "حق ملل در تعیین سرنوشت خویش"  میباشد.

به همینسان  در فصل چهارم، زیر عنوان حقوق و  وظایف اعضا ــ  بند پنجم، حقوق اعضا  درج می نماید:

الف ــ  تساوی حقوق میان اعضا چه زن  و چه مرد، یک اصل مهم دموکراتیک  در "جبهه..."  است.  داشتن یک فکر، جنس، ملیت، نژاد، زبان و مذهب، هیچگاه نمیتواند عامل تبعیض  و امتیاز گردد.

ــ  "جبهه..."  فلسفه وجودی اش را بعنوان یک نهاد دموکراتیک انقلابی، در ضرورت پاسخگویی متناسب با ظرفیت و امکانات خود، به نیاز های مرحله کنونی مبارزه  در سطح ملی و بین المللی تبیین مینماید.  ترجمه عملی این بیان، همانا پیشبرد یک مبارزه ضد امپریالیستی  و ضد ارتجاعی  در افغانستان بمثابه بخش لاینفک مبارزات انقلابی خلقهای سراسر جهان علیه امپریالیسم جهانی و ارتجاع متحدش میباشد.

این تعریف و این رسالت بنیادین، در تمامی اسناد  رسمی و از جمله در اساسنامه تشکیلاتی "جبهه..."،  با صراحت بدور  از  هرگونه ابهامی مسجل میباشد.

در فصل اول اساسنامه، زیر عنوان  اسم  و تعریف ــ  بند دوم آمده است:

"جبهه..." یک نهاد دموکراتیک انقلابی همه نیرو های انقلابی، مترقی و آزادیخواهی میباشد که به اساسنامه  و پلتفرم سیاسی  آن متعهد بوده  و جهت دسترسی به اهداف آن، مشترکا فعالیت و مبارزه  ضد امپریالیستی  و ضد ارتجاعی می نمایند.

"جبهه..." نه حزب و نه بکدام حزب سیاسی وابسته میباشد.

در فصل دوم، زیر عنوان اهداف  و وظایف ــ نکته  ز  می خوانیم:

ز ــ  بذل مساعی برای ایجاد فضای مساعدی از تفاهم و همکاری  و وارد شدن در اتحاد عمل های مبارزاتی با سایر افراد، جریانات و نیروهای دموکراتیک، آزادیخواه  و انقلابی ضد امپریالیسم و ارتجاع  در سطح ملی، منطقه و جهان بر مبنای پلتفرم و اساسنامه "جبهه..." .

بنابرین رعایت عملی مبانی بنیادین "جبهه..."  و حفظ هویت و استقلال تشکیلاتی آن، چنانچه در اساسنامه قید گردیده است، یک وظیفه و مسئولیت غیر قابل تخطی هر عضو میباشد.  هر گونه تلاش برای خدشه دار نمودن اصول و هویت "جبهه..."  و تبدیل آن به زایده این حزب و آن حزب، نقض آشکار فلسفه وجودی و استقلال تشکیلاتی "جبهه..." بوده  و در نتیجه مردود است.

تلاش های خودسرانه ایکه  در این راستا بعمل آمده است،  از قبیل تغییر نام "جبهه..."  به "جبهه خلق" ( ؟! )  و تبارز  در  بسا مناسبات  و مجامع  بمثابه  نماینده خلق افغانستان ؟؟!! ( ۴ )  ، علاوه بر عدم انطباق این ادعای های دروغین با واقعیت عینی، نقض آشکار موازین و مقررات "جبهه..."  بوده  و بنابراین مردود میباشند.

این شیوه ها و اسالیب مبتنی بر  دروغ، جعل و دنباله روی، نه تنها مصداقیت "جبهه..."  در مناسبات ملی و بین المللی را شدیدا  زیر سوال می برد، که در تئوری و در عمل هم از شادابی و شگوفایی مبارزات تشکلات دموکراتیک توده ای جلوگیری نموده و در فرجام به زیان جنبش انقلابی تمام میگردد.

مجموعه این عوامل  بر جریان مناسبات درونی در "جبهه..."  قویا اثر گذاشته  و در نتیجه، هویت حقیقی دست اندرکاران آن با دریده شدن نقاب تزویر، برهمگان نمایان گشت.  بنابر موضع گیری های اصولی و قاطع بود که خط توطئه هم بفرجام خفتبار خود نزدیک شد؛  چون دیگر نه دستآویز تعلق کذایی به یک ملیت تحت ستم، و نه هم پوشش هواداری از این حزب و آن جریان، می توانست روزنه ای برای بقا  و قابلیت مانور فراهم نماید.  از همین جاست که بنای کارشکنی  در امر مبارزه "جبهه..." با به تعویق انداختن های مکرر جلسات، به بهانه های گوناگون پی ریزی میگردد که بالآخره  نشست غیر قانونی ۹  نوامبر ۲۰۰۲  بنام  "جبهه..."  پایان  افتضاح آمیز آن گردید.

ــ  نشست ۹  نوامبر  با بکارگیری تمامی شیوه ها  و اسالیب فریب و نیرنگ  که در آن علاوه  بر چهره های افشا شده،  دست های  نامرئی دیگری هم احتمالا دخیل بوده  باشد،  با هیچ مجوز سیاسی و تشکیلاتی قابل توجیه نمیباشد.  این نشست که بنا به  مصوبه  رسمی ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۲، می بایست بتاریخ ۱۹ اکتبر دایر گردد، بعد از پیشکش نمودن بهانه ها و معاذیر ساختگی، چندین بار به تعویق انداخته شده  تا اینکه آخرالامر بتاریخ  ۹ نوامبر  با تغییر محل جلسه  و بدون کوچکترین اطلاع  هیأت مسئولان و یک تعداد اعضای "جبهه..." ،  توسط توطئه گران شناخته شده  که هیچ نوع صلاحیت  و مسئولیت رسمی  در "جبهه..."  نداشته اند، فراخوانده  شده است؟؟!!

اساسنامه "جبهه..."  در فصل ششم ــ بند هشتم، زیر عنوان  جلسات عادی سراسری،  نکته ب، قید می نماید:

ب ــ  انعقاد رسمی جلسه عمومی که  هیأت مسئولان    فرا  می خواند، با نصاب اکثریت دو ثلث  اعضای "جبهه..." صورت می پذیرد.

آنعده  از اعضا و مسئولین "جبهه..."  که  دو روز    قبل از  فراخوانی این جلسه در محل غیر مقرر،  و آنهم  از کانال فاقد هرگونه اعتبار،  بطور  غیر مترقبه اطلاع یافتند،  با حضور در آن، با استناد به اصل اساسنامه، رسما به این حرکت انارشیستی  اعتراض  و آنرا فاقد هرگونه اعتبار  و مشروعیت دانستند.

از اینجاست که "جبهه..."  با موجودیت دو ارگان رهبری، جلسه تاریخی ۲۳  نوامبر ۲۰۰۲ خود را که طی آن  تحولات اخیر را به بحث و بررسی میگرفت دایر،  و با اکثریت آراء  حرکت انارشیستی  و انحلال طلبانه  ۹  نوامبر ۲۰۰۲  و عاملین شناخته شده آنرا  قویا محکوم نمود.

حرکت انارشیستی ۹  نوامبر که با پیشینه کار عاملین آن چه در "جبهه..."  و چه خارج از آن، کاملا سازگاری دارد، در حکم کودتاگری و انحلال طلبی میباشد.  این حرکت، مبارزه سیاسی چه بسا انقلابی را  به نحوی آشکار، در حد توطئه و توطئه گری تنزل داده که با مبارزه انقلابی هیچگونه پیوند و همخوانی نمیتواند داشته باشد.

استنباطات نوشته "ادعا ها  و واقعیت ها" که پیشینه فعالیت انحلال گران را بطور مستند به نقد و بررسی گرفته، نمونه ای گویا از دقت در تشخیص بینش و اسلوب برگزیده  این افراد در مبارزه میباشد که برای شان همیشه و در همه موارد، هدف وسیله را توجیه مینماید!!!

نتیجه گیری های این تحلیل، مصداق عملی غیر قابل انکار خود را اینک بازهم در عملکرد اخیر شان در ۹  نوامبر بدست میدهد که در هیئت توسل به توطئه و کودتاگری جهت نیل به هدف های پلید خودنمایی میکند که در مقدمه همه، ارضای عطش هوسرانی و اپاچی گری سیاسی به قیمت سرکشی از تمامی اصول و موازین سیاست انقلابی قرار دارد.  کجای دروغ پردازی، جعلکاری و توطئه گری دیروزی اینان در رابطه با بلتن خبری،  کجای دفاع طلبی های قومی ارتجاعی  و بالآخره کجای سرکشی های انارشیستی  و ضد تشکیلاتی امروزی اینان، با اصول سیاست انقلابی، چه رسد به "اصولیت انقلابی پرولتری" ( ! ) ، همخوانی دارد؟

این دیگر روشن است که میان راه  و روش پرنسیپ شکنی، اپاچیگری، بلانکیسم،  و راه  و روش مبارزه انقلابی،  اقیانوس های عبور ناپذیری حایل میباشد.  بنابرین  برای انقلابیون، گزینش انشعاب بر زمینه انتخاب یکی از این دو راه ماهیتا متضاد  و آشتی ناپذیر،  امریست که ریالیسم  انقلابی بدان رهنمود میدهد:

ـــ "جبهه..." یکبار دیگر ضمن محکوم نمودن حرکت انحلال طلبانه  ۹ نوامبر  و عاملین آن، بدینسان خط فاصل قاطع خود را با هر نوع توطئه گری و اپورتونیسم  ترسیم میدارد.

ـــ "جبهه..."  با پیروی از اصول مبارزه  انقلابی، یکباردیگر بر تعهد خویش در پیشبرد مبارزه  ضد امپریالیستی  و  ضد ارتجاعی که تبلور دقیق پایه ای ترین منافع توده  های تحت ستم و زحمتکش مردم در مقطع کنونی میباشد تأکید میدارد.

ـــ  "جبهه..."  بدینسان قطع کلیه علایق سیاسی و تشکیلاتی خود را با عاملین حرکت انحلال طلبانه  ۹  نوامبر رسما اعلام میدارد•

 

                                      جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع

                                                                                                                                                ۲۳  نوامبر ۲۰۰۲

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

( ۱ ) این اسناد که دیدگاه ها و مواضع اطراف درگیر در درون "جبهه..." را بازتاب می نمایند، می توانند برای قضاوت در دسترس عمومی قرار گیرند.

( ۲ ) این سند هم، چنانچه هر سند دیگری که ذکرش در این اعلامیه میرود، میتواند در معرض قضاوت همگانی قرار گیرد.

( ۳ ) ما زمانی این دفاع طلبی ارتجاعی قومی آنها را با حسن نیت، نتیجه یک حالت سرخوردگی روانی ارزیابی نموده بودیم. ولی متأسفانه دیده شد که آنها آگاهانه بر این موضع اصرار میورزند!!!

( ۴ ) این ادعا که نمونه ای از دروغ  و ریاکاری است، شیوه برگزیده  "مبارزین" پرمدعای ما را به نمایش میگذارد که برای تبارز  و  کسب "شهرت"  از هیچ وسیله ای دریغ نمیکنند!  برای قضاوت مستند،  ادعا نامه "نماینده خلق افغانستان"  را باید مطالعه کرد!

 

 

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu