www.baaba.eu

 

 

 

بغایت حیرت انگیز و بی نهایت دردآور!!!

 

حکم به اعدام سه هزار انسان فلک زده و اسیر افغانستانی در دستان تا مرفق آمیخته بخون دژخیمان رژیم خونخوار و ضد بشری جمهوری اسلامی ایران، البته نه یک خبر نو و تازه میباشد، و نه هم یک رویدادی ناشناخته و فرید؛ این از همان آوان بسته شدن نطفه فاسد رژیم ولایت فقیه اسلامی در ایران، بخشی از خصوصیت بنیادین ساختاری، فلسفه وجودی، و پراتیک عینی همین رژیم خون آشام میباشد، که توده های مردم مظلوم و ستمدیده ایران، افغانستان و منطقه تا ایندم، همه را با گوشت و پوست خودشان لمس، و بهای گزاف آنرا هم با زندگی خودشان پرداخته اند!

به چه تعداد مردم مظلوم و ستمدیده ایران و چه بسا افراد و جماعاتی از رشید ترین فرزندان این مرز و بوم، به جرم آزادیخواهی و افزون برآن، با صد ها حیله و اتهام خود ساخته سردمداران همین رژیم سفاک تاریخ، در کشتارگاه های اعدام و مرگ سلاخی گردیده اند؟؟!!

به چه تعداد انسان های بخت برگشته افغانستانی که در تحت شرایطی طاقت فرسا و بدلایلی شناخته شده، به کشور همسایه ایران "پناه" آورده اند، اما با حیله و تزویر اسلامی، و با جادوی تخدیر کننده "برادری، همجواری ..." و از این دست مغز شویی های طبقات حاکمه ایران، جوقه جوقه به مرگ محتوم یعنی به خط مقدم جنگ ارتجاعی تباه کننده با عراق گسیل شده اند؟؟!!

به چه تعدادی از همین آوارگان خانه بدوش بی هیچ حق و امتیاز انسانی، همواره قربانی توطئه و تزویر، کین و آز، توهین و تحقیر، شکنجه، شکار و ترور، و باقی اتهامات حسابگرانه و هدفمند جلادان جمهوری اسلامی گردیده و سرانجام، به زیر گیوتین جمهوریت اسلامی ولایت فقیه، فرستاده شده اند؟؟!! ...

باری، محکومیت سه هزار افغانستانی اسیر در دست سران جمهوری اسلامی ایران به اعدام، که در شکل، مضمون، تعداد قربانیان، و بالآخره در رویکرد به اسالیب و شیوه های تبهکارانه و افتضاح آور ضد بشری، بی شباهت به محاکمات و اعدام های دسته جمعی اسیران در اردوگاه های نازی های هیتلری نمیباشد، چنانچه ملاحظه میگردد، گوشه یی از پراتیک یک روند عینی و مستدام سی ساله، و  بخشی جدایی ناپذیر از یک سیاست جابرانه و قهار ارتجاعی حاکم بر ایران، و در واقع راز اصلی بقای همین رژیم میباشد!

 ترازنامه عملی خونبار زورگویی ها، قلدرمنشی ها و کاربرد باقی  سیاست های ضد موازین متعارف حقوق بشری رژیم بر سر اقتدار ولایت فقیه، همه را بخودی خود بازگو داشته و مبرهن میسازد.

اگر در این رسوایی ننگین و وحشت برانگیز، که آدمکشی های کتله یی و بسیار سهل و آسان نازی ها در اردوگاه های اسیران تحت استیلای شان را بعنوان یک رویکرد تاریخی فاشیستی، در اذهان زنده ساخته و به اثبات می رساند ــ رسوایی ننگین و وحشت برانگیزی که سردمداران بدنام جمهوری اسلامی ایران آشکارا و مستقیم یدطولا دارند؛ ولی همتایان ارتجاعی افغانستانی شان در اداره مستعمراتی کابل، و چه بسا ولی نعمتان اشغالگر امپریالیستی شان نیز، بنوبه خویش در آن سهیم میباشند.

اتهام وارده بر سه هزار اسیر محکوم به اعدام، یعنی دست داشتن در خرید و فروش مواد مخدر، صرف نظر از چگونگی صحت و سقم آن، اتهامی میباشد که قبل از همه، دامان خود سردمداران جمهوری اسلامی ایران و ارگان های قدرت وابسته بدان؛ دست های مافیای بر سر اقتدار در دولت دست نشانده افغانستان، و به همینسان دستان اربان امپریالیستی اشغالگر شان به یکسان در آن آلوده میباشد؛ همه اینان به یکسان در تمامی مراحل و یا در بخش هایی از مراحل تولید، تهیه مقدمات و ابزار های تولید، ترانسپورت، بازاریابی و توزیع همین مواد بسیار سود آور که ارزش مجموعی آن سالانه سر به میلیارد ها دالر می زند، نقش و منفعت مشترک دارند.

مواد مخدر به هر نام و  در هر شکل خام و پخته خودش ــ کوکنار یا تریاک، هیروئین، کوکائین، حشیش و ... ــ  هرچند کشنده و زیانبار، ولی یک کالای بسیار سود آوری میباشد که در تولید، صناعت، حمل و نقل، بازار یابی و توزیع و سرانجام در به جیب زدن سود های حاصل از فروش آن، شبکه های بسیار متعدد، پیچیده، مترابط و گسترده بین المللی، چه دولتی و چه غیر دولتی، دخیل هستند.

با توجه به چگونگی تمامی مراحل تولید مرتبط به مواد مخدر ــ از همان تهیه مقدمات اولیه تولید تا رسانیدن آن به دست مصرف کنندگان؛

با توجه به مراکز متعدد تولید که گستره ای از یک جغرافیای وسیع در مقیاس قاره ها را احتوا می نماید؛

با توجه به دشواری های مربوط به حمل و نقل، که نه تنها مرز های سیاسی جغرافی چند کشور در سطح یک منطقه، بلکه با پیمودن هزاران کیلو متر مرز های زمینی و فضایی بوسعت قاره ها را شامل گردیده تا بدست مصرف کنندگان میرسد؛

آری، با توجه به همه اینها است که میشود بسادگی پی برد، چه کسانی و چه منابعی در تجارت کلان و سود های کلان باور نکردنی مواد مخدر از هر نوعی، سهیم و شریک بوده و می توانند باشند!

سردمداران جمهوری اسلامی ایران و ارگان های اصلی قدرت در آن، در تولید، توزیع و اشاعه مواد مخدر در داخل خاک ایران، عملا دخیل بوده و مسئولیت دارند؛

سالهاست که آنها در تمامی مراحل تولید و توزیع مواد مخدر در داخل افغانستان نیز بطور غیر مستقیم دخیل بوده و سهم خودشان را از آن می برند؛

کیست که روابط بسیار عمیق، گسترده و دیرینه آنها با باند های مافیایی مواد مخدر در افغانستان را که در بالاترین ارگان های اداره دست نشانده مستعمراتی در کابل اخذ موقع نموده اند، بتواند انکار نماید!

اداره مستعمراتی دست نشانده در افغانستان، بمعنا و مفهوم واقعی کلمه، مرکز تجمع عمده ترین شبکه های مافیایی مواد مخدر در افغانستان میباشد؛ کافیست گفته شود که برادر آقای کرزی رئیس جمهوری همین اداره، شخص شناخته شده ای بنام احمد ولی کرزی، یکی از سر دسته های شبکه های مافیایی مواد مخدر است که به همین صفت، زبان زد خاص و عام بوده، سجل و سوانح و مدارک اثباتی اشتغال وی به همین کار هم، قبل از همه برای اربابان اشغالگر امپریالیستی و نهاد های خادم شان مثل "سازمان ملل" کاملا روشن و آشکار میباشد!

سایر سر باندهای مافیایی مواد مخدر مثل جنگسالاران شناخته شده افغانستان، نه تنها از خلال مراکز قدرت در داخل اداره مستعمراتی کابل، بلکه در بیرون آنهم در تولید و توزیع مواد مخدر مستقیما دست داشته، و از این رهگذر سود هایی خیالی اندوخته اند. از باند مافیایی طالبان که از همان آغاز، تولید، توزیع و  فروش مواد مخدر، یکی از منابع اصلی تأمین ارز خارجی برای تمویل جنگ های ارتجاعی و عملیات تروریستی، و یکی از مشغله ها و انگیزه های تخاصم خونین با رقبای شان در دولت دست نشانده افغانستان بوده و میباشد، دیگر چیزی نمی گوییم.

دولت ارتجاعی پاکستان و شبکه های مافیایی وابسته بدان، همانند جمهوری اسلامی ایران، چه در داخل خاک پاکستان، و چه در داخل افغانستان از طریق علایق بسیار محکم و دیرینه با مزدوران گوناگون بومی خودشان، در تمامی مراحل مرتبط به مواد مخدر نقش بسزایی داشته و از این بابت سود های بزرگی اندوخته است.

اشغالگران امریکایی، انگلیسی ... بدلیل حاکمیت و نظارت مستقیم شان بر زمین و فضای افغاستان اشغالی؛ بدلیل همکاری و حمایت از باند های مافیایی بر سر اقتدار، و سر انجام بخاطر ترانسپورت و توزیع مواد مخدر در کشور های خودشان، در تجارت مواد مخدر و سود های کلان آن سهیم میباشند.

همچنان سردمداران قدرت در روسیه که نه تنها بعلت ارتباط و حمایت از باند های مافیایی وابسته بخود شان در افغانستان، بلکه بدلیل توزیع مواد مخدر در خود روسیه و تسهیل امکانات ترانسپورتی آن از خاک همین کشور به اروپا و جا های دیگر، در همین تجارت نقش داشته و از آن سود می برند.

پس دیده میشود که چه در تولید، توزیع و  فروش، و چه در تسهیل و تداوم همین روند پیچیده و چه در اشاعه یک چنین کالای سودآور و سحر آسا، همه بنوبه خویش و  به اندازه خودشان سهم داشته و از آن نفع برده و می برند!

با همه اینها اما، جالب است که تاوان همین جنایت هولناک بشری را، فقط عادی ترین و ناتوان ترین افراد و انسان های مصرف کننده همین کالای جادویی کشنده و مرگ آفرین در هر گوشه و بیشه جهان، چه با پول و سلامتی خودشان، و چه هم با رفتن به زندان و به زیر چوبه های دار، باید بپردازند، که اعدام سه هزار آدم فلاکت زده افغانستانی اسیر در دست سردمداران جمهوری اسلامی ایران، تنها یک نمونه برجسته و کلان آن میباشد!!!

آنها با توسل به یک چنین جنایت هولناک ضد بشری، سعی میدارند، تا نه تنها بر جنایات بی شمار خودشان، از جمله بر نقش عملی خویش در تمامی مراحل تولید، بازاریابی و اشاعه مواد مخدر پرده ساتر بکشند، بلکه با توسل به اعدام سه هزار انسان بی پناهی که در بدترین حالات، بعنوان توزیع کنندگان کوچک و مصرف کنندگان همین مواد، خود در زمره قربانیان بحساب میآیند، اذهان عمومی را هم به انحراف کشانیده، و بویژه با تمرکز بر ذهنیت یک گستره اجتماعی عقبمانده، ایجاد تفرقه و تفتین هم نمایند!!!

اینجاست که متقابلا ایجاب می نماید تا با روشنگری ها و مواضع اصولی خودمان، در هر سطح و پیمانه و به هر شکل و ذریعه ای که باشد، در افشای تمامی سیاست ها، اهداف و اعمال تفرقه افگنانه و جنایتکارانه همه همین دشمنان ضد بشریت، از جمله در افشای نیات و توطئه های مربوط به حکم اعدام همین سه هزار افغانستانی اسیر،  اعتراض کرده و  متناسب بدان، خشم خودمان را تبارز دهیم!

مبارزه با تولید و اشاعه مواد مخدر، نمی تواند جدا از مبارزه با نظام کالایی سرمایه، استثمار و سود اندوزی های آن باشد؛

با برچیدن بساط گندیده همین نظام محتضر ضد بشری و ضدیت با جنایات بی حصر آنست، که میشود انتظار داشت، بشریت هم از اشتغال به تولید و ابتلا به اعتیاد و مصرف مواد مخدر و مضرت های آن، برای همیشه رهایی یافته و درامان گردد!

موجودیت و بقای رژیم جمهوری اسلامی ولایت فقیه و رژیم های مماثل آن، اهانتی میباشند در حق بشریت مترقی که امروزه بر گرده زمین هم، سنگینی میکنند!

دولت به اصطلاح مستقل و منتخب افغانستان، نه فقط از بدیهی ترین حقوق شهروندان، که از حیات و ممات شان هم نمی تواند حمایت و حراست نماید!

مردمان ستمدید و زحمتکش هر دو کشور همسایه ایران و افغانستان ــ پیشنه، حاضر و آینده ــ یکسان، درد و رنج و آمال و آرزو های انسانی مشترک و دشمنان مشترک دارند!

       

                                                                                          هیئت مسئولان ــ بابا ــ                 

                                                                                                  15 اپریل 2010                                               

 

 

 

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu